چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۳ 
Bashgah.net باشگاه اندیشه
توسعه¬ی صنعت سکس در اتحادیه اروپا

امروزه صنعت سکس و شاخه­های مرتبط با آن نظیر قاچاق زنان و کودکان، روسپی­گری، سفارشات پستی دختران و کودکان، توریسم جنسی و پورنوگرافی، رشد فزاینده­ای در اکثر نقاط دنیا به ویژه کشورهای اتحادیة اروپا داشته است. دسترسی به تکنولوژی­های نوین به ویژه اینترنت نیز موجب تسریع این روند شده است. از سوی دیگر، قانونی شدن و جرم­زدایی از روسپی­گری در تعدادی از کشورهای اتحادیة اروپا که با هدف جلوگیری از قاچاق زنان و کودکان به ویژه از کشورهای اروپای شرقی و مرکزی، آفریقا و آسیای جنوب شرقی صورت گرفته نیز نتوانست از این روند جلوگیری کند و حتی باعث رشد بیشتر قاچاق­های جنسی شده است. بی­شک صنعت سکس در آینده، اتحادیة اروپا را با چالش­های جدی­تری روبرو خواهد نمود.


یکی از واضح ترین جنبه های توسعة صنعت سکس در سی سال اخیر، رشد سریع آن و تنوع فزاینده جنبه های وابسته به آن است. جهانی شدن اقتصاد، به معنای جهانی شدن صنعت سکس نیز، بوده است.
تنها در چند کشور دنیا به صنعت سکس بی میلی نشان داده می شود. صنعت سکس با تغییر نام استثمار و سوء استفاده های جنسی، رونق یافته است. امروزه پورنوگرافی به «تصاویر هنری شهوانی» و یا فیلمهای ویژة افراد بالغ تغییر نام داده است. فاحشه گری به «مشاغل جنسی» و «خدمات جنسی» تغییر نام داده و سرانجام نام «رقص های جنسی» و «باشگاههای سکسی» به «تفریحات آقایان» تغییر یافته است.
اینترنت شدیداً دستیابی به صنعت سکس را آسان نموده است. یک مرکز اینترنتی با نام «راهنمای جهانی سکس» در مورد هر کشور، فاحشه خانه های آن و حتی ویژگی های زنهای مورد نظر و در صورت تمایل مرد به ترجیح یک گروه نژادی و یا یک نوع خاص از سکس و یا اولویتهای معین در انتخاب زنان، به مردان اطلاعات لازم را ارائه می کند.
بیشترین تقاضا، برای تصاویر مستهجن حاوی کودکان، افراد به اسارت برده شده، آزارگری جنسی و عمل جنسی با حیوانات مختلف است.
مجموعه سرگرمی های افراد بالغ که به نام «رسانه های خصوصی» نامیده می شود، به زودی پورنوگرافی را به گوشی های تلفنهای همراه انگلیس ارسال می کند. در ایالات متحده، همه ساله مردم (و اکثراً مردان) زمان بیشتری را به پورنوگرافی، به نسبت رفتن به سینما و کلیة هنرهای نمایشی دیگر، اختصاص می دهند.
موتور جستجوی اینترنتی «یاهو» کلوپهایی دارد که به زنای با محارم (دختر و پدر) با تصاویر آن اختصاص یافته است. باشگاه اینترنتی «بردگی و بیش از آن» تصاویر زنان برهنه ای را نشان می دهد که خفه شده اند.
تصاویری وجود دارد که در آنها تصاویر قربانیان دروغین موجود در یک اردوگاه جمعی به صورت برهنه، در یک گور نشان داده شده و توضیحاتی نیز در پایین عکسها داده شده است. صنعت سکس با طبیعت تجاوزگری در مفاهیم مستهجن، نشان دهندة موضوعاتی است که در گذشته تنها در بازارهای پورنوگرافی مناطق حاشیه ای و فقیرنشین موجود بود.
نگران کننده ترین امر در مورد همة این اطلاعات این نیست که صنعت سکس به یک کسب و کار تجاری بزرگ تبدیل شده بلکه این نگرانی ها به این دلیل است که فروش کلیة محصولات آن شامل تصاویر مستهجن، فاحشه گری، توریسم جنسی و سفارش پستی دختران بر پایة تبدیل زنان و کودکان به کالا بوده و امروزه این محصولات با مقبولیت بیش از پیش، عادی تر از گذشته و حتی جذاب تر و به صورت مد روز درآمده اند و هر کس که انتقادی از این صنعت نماید، با برچسبهای «دور از مرحله» و «اخلاق گرا» و یا «واپس گرا» متهم می گردد.
در نهایت، صنعت سکس، استثمار جنسی را نه تنها طبیعی که به صورت قابل احترام درآورده است! همانطور که یک زن اینگونه توضیح داده است: «این کارها شبیه جوکی است که در بین دوستان نزدیک مرد من رواج دارد. من از آنها سئوال می کنم: دیشب چه کردید؟ و آنها می گویند: من تا ساعت 5 صبح در شبکة اینترنت جلق می زدم.»
بسیاری از زنان چنین گفته اند: «به نظر می رسد، اکثر مردان از داشتن روابط صحیح جنسی محرومند و یا علاقه ای به داشتن روابط عاشقانه با زنانی که قادر به رفتاری نظیر آنچه زنان هرزه در تصاویر مستهجن انجام می دهند، نیستند، ندارند.»
به هر حال، در مورد بسیاری از مردان، پورنوگرافی به تنهایی نمی تواند آنان را ارضا کند. مردان خواهان آنند که رفتاری با ظاهر فانتزی و تجاوزکارانه و نهایتاً با ابتذال و تحقیر و خشونت موجود در تصاویر پورنوگرافی را با زنان زنده داشته باشند؛ و البته مکان انجام این کارها در «فاحشه خانه ها» است.
امروزه «صنعت سکس» برای تأمین خواسته های همة ذائقه ها و تقاضاها تلاش می کند. به عنوان مثال، مردانی که زنان روسپی را خریداری می نمایند، تنها به زنان محلی اکتفا نمی کنند بلکه آنان خواهان زنانی غیربومی از کشورهایی دیگرند که به دلیل اولویتهای نژادی آنها ممکن است زنانی سازگارتر، هوس انگیزتر و یا سکسی تر و دور از کلیشه های فعلی باشند.
تخمین زده می شود که همه ساله 000/500 زن و کودک و اکثراً از اروپای شرقی، آفریقا، آمریکای جنوبی و جنوب شرق آسیا به کشورهای اروپایی جهت استثمار جنسی قاچاق می شوند. این آمار از سوی سازمان اروپایی کنترل و پیشگیری از جرایم اعلام گردیده است.
سازمان بین المللی مهاجرت ادعا می نماید که این تجارت، سالانه 8 میلیارد دلار سودآوری داشته و نرخ فزاینده این قاچاق را با تقاضای در حال فزونی جهت روسپی گری در اتحادیة اروپا مرتبط دانسته است.
همچنین افزایش جرایم سازمان یافته در اروپای شرقی، به ویژه با فعالیتهایی که جهت تأمین تقاضاهای روسپی گری در اروپای غربی و همچنین فقر زنان قاچاق شده از کشورهای فقیر صورت می گیرد، مرتبط است.
عادی سازی سوء استفاده های جنسی، شدیداً با قانونی شدن و جرم زدایی صنعت سکس در کشورهای مختلف اروپا افزایش یافته است. قانونی شدن این فعالیت ها، هدیه ای برای قاچاقچیان و دلالانی است که یک شبه به تاجران قانونی بدل شدند. روسپی گری امروزه، به یک کار شرافتمندانه عمومی بدل شده است و دولت ها، درآمد فراوانی، از طریق قانونی شدن این فعالیت ها، کسب می نمایند.
با قانونی شدن و یا به تعبیر ما «روسپی گری با حمایت دولت»، این فعالیت ها در صنعت سکس کشورهای اروپایی چندان عادی گردیده که، فاحشه خانه های آلمان، و یا کشورهای دیگر اروپایی، به عنوان مثال، با اهدای پول به مراکز خیریه، و یا باز کردن درهای این مراکز برای بازدید عموم، و یا برپایی نمایشگاههای هنر پورنوگرافی، و همچنین، نمایش ابزارآلات خود، مقبولیتی بسیار زیاد پیدا نموده اند.
اما تأثیر گسترش صنعت سکس، تنها با قانونی شدن فاحشه گری از طریق پذیرش عمومی این فعالیتها پایان نمی یابد، مثلاً تعدادی از کشورهای اروپایی، سرمایه گذاری هایی در مورد آموزش زنان روسپی جهت ارائة خدمات سکسی به افراد معلول انجام داده اند تا پرستاران و مراقبان، این معلولان را به فاحشه خانه ها برده و امکان بهره مندی مناسب آنان را فراهم سازند. یکی از منتقدان چنین اظهارنظر کرده است: «اگر سکس به عنوان یکی از حقوق بشری که نیازمند حمایت دولتهاست، شناخته شود، آیا یک مرد نمی تواند ادعا کند که به دلیل غیرجذاب بودن و درماندگی، باید مورد حمایت دولت برای یافتن همسر قرار گیرد؟ «و آیا دولتها نباید برای تأمین نیازهای جنسی شهروندان یارانه پرداخت نمایند؟»
البته تصویب این قوانین، موجب بروز پرسشهایی شده است. مثلاً عده ای معتقدند که چرا مناطق ویژة ایجاد روسپی خانه ها نباید محدود و معین گردند؟ و یا چرا افراد دست اندرکار در این صنعت، نباید به صورت دوره ای تحت آزمونهای پزشکی قرار گیرند؟ و آیا نباید از این افراد ثبت نام رسمی به عمل آید؟
به عنوان بخشی از مأموریت سازمان من ـ اتحادیه علیه قاچاق زنان ـ (CATW) ما بر ضد این «تحقیرآمیزترین شغل روی کرة زمین» فعالیت می کنیم.
در مورد قانونی شدن فاحشه گری، گفته می شد که این قانونی شدن، باعث کنترل و محدود شدن گسترش صنعت سکس و همچنین تقلیل تعداد دلالان محبت، باشگاه های جنسی و سوداگران این عرصه می شود، اما در عمل به جای محدود کردن آن، باعث افزایش تعداد دلالان محبت و کلوپ های سکسی و همچنین قاچاق بیشتر زنان و کودکان گردیده است. در واقع، گفتنی است که هدف هر صنعت، قانونی و غیرقانونی، گسترش و توسعة بیش از پیش است که نباید نادیده گرفته شود.
علیرغم ادعاهایی که قانونی شدن و جرم زدایی، باعث کنترل گسترش صنعت سکس می گردد، روسپی گری امروزه 5% اقتصاد هلند را تشکیل می دهد. در طول دهة گذشته، با قانونی شدن دلالی محبت (قوادی) و جرم زدایی از فاحشه خانه ها در سال 2000، صنعت سکس در هلند با 25% رشد روبرو گردید.
امروزه، قانونی شدن و جرم زدایی از روسپی گری و رشته های مرتبط با آن، به یکی از دلایل پایه ای در قاچاق جنسی زنان تبدیل شده است.
یکی از دلایل موافقان قانونی شدن روسپی گری، در هلند این بود که این کار، به پایان یافتن سوء استفاده و استثمار زنان مهاجر و مستأصل قاچاق شده، به این کشور جهت روسپی گری، کمک می کند.
به هر ترتیب، یک گزارش حکایت از آن دارد که 80% زنان فاحشه خانه های هلند از سایر کشورها قاچاق شده اند. در سال 1994، سازمان بین المللی مهاجرت (IOM) گزارش کرد که در هلند به تنهایی حدود 70% از زنان قاچاق شده، به کشورهای اروپای مرکزی و شرقی تعلق دارند. این گسترش صنعت قانونی و یا غیرقانونی سکس، تنها به اروپا محدود نمی شود. قانونی شدن روسپی گری در ایالت ویکتوریای استرالیا نیز به گسترش فزایندة صنعت سکس منجر شده است. بی شک در آینده، صنعت سکس یکی از چالش های فراروی اتحادیة اروپا خواهد بود.

منبع:
http://action.web.ca/home/catw/readingroom

* جانیس جی. رایموند: Janice G. Raymond

http://www.bashgah.net/fa/content/print_version/17734 (Wed Sep 17 16:00:05 2014)