جمعه ۲۸ آذر ۱۳۹۳
بر خط: 1841
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1410 بازدید

ولادت و هجرت به نجف
ابوالقاسم فرزند على اکبر فرزند هاشم موسوى خوئى،‌ یکى از علماى امامیه مى باشد. وى در شب 15 ماه رجب از سال 1317 هجرى در خوی از شهرهای آذربایجان ایران به دنیا آمد. خواندن و نوشتن و برخى مقدمات علوم اسلامی را در همان شهر فرا گرفت.
در سال 1330 هجرى همراه با خانواده‌اش به شهر مقدس نجف هجرت نمود و با ورود به آن شهر، فوراً ادبیات و منطق و سپس فقه و اصول را نزد تعدادى از علماى برجسته آن شهر و از جمله پدرش سید على اکبر آموخت.
پس از آن در درسهاى خارج حضور یافت و در حلقه‌هاى درس پنج تن از علماى بزرگ نجف اشرف که آخرین آنها شیخ محمد حسین نائینى بود حضور یافت و در عنفوان جوانى به درجه اجتهاد نایل شد.
با این که جوان بود به میدان تدریس پاگذاشت و به اندازه ای از بلوغ بهره داشت که درسهای شیخ نائینی را به رشته تحریر در آورد و تحسن استاد خویش را برانگیخت تا جایی که بعضی تقریرات او را بر تقریرات دیگران برتری داده اند.

مرجعیت
با رحلت آقای حکیم در سال 1390 هجری مورد رجوع شیعیان جهان قرار گرفت و در امر تقلید بزرگترین مراجع شیعه شد و میلیونها نفر از پیروان اهل بیت(ع) در سراسر دنیا از ایشان تقلید کردند و رساله عملیه ایشان به زبانهای گوناگون به چاپ رسید.

روش علمی
امام خویی در بحث و تدریس روش ممتاز و خاص خود را داشت. او در همه درسهای فقهی و اصول خود ابتدا به طرح موضوع می پرداخت. سپس تمام دلایلی را که پیرامون آن بیان شده بود، بیان می نمود و پس از آن طوری یکی یکی آنان را مورد مناقشه قرار می داد که نزدیک بود طلبه به باور خاصی دست یابد. آن گاه دلایل قطعی متقن را برای قوّت بعضی از ادله اقامه می نمود و میزان توانایی خود را در امر استنباط نشان می داد. در نهایت نتیجه مورد نظر خود را استخراج می نمود. طلبه نیز همراه با ایشان روشهای عمیق بحث و تحقیق را می پیمود. همین مسأله در تألیفات گرانسنگ ایشان نیز دیده می شود. مجموعه عظیمی از اندیشه ها و تصویر زیبایی از تحقیق و بحث در همه آنها هویدا می باشد. به همین جهت به عالم اصول و مجدّد معروف شده است.
بحثها و درسهای او به فقه و اصول منحصر نمی شد بلکه ایشان در علم رجال یا جرح و تعدیل نیز سهم ارزشمندی داشته اند. کتاب گرانسنگ معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة بیانگر توانمندی ایشان در این زمینه می باشد. در تفسیر و علوم قرآن نیز ید طولایی داشتند و کتاب البیان فی تفسیر القرآن که مقدمه تفسیر ایشان است از تبحر او در زمینه حکایت دارد.
بنابراین در طول دوران تدریس ایشان، تعداد زیادی از طلاب علوم دینی و اساتید مطرح از کشورهای اسلامی مختلف خوشه چین خرمن علم و معرفت ایشان گشتند. علاوه بر طلاب عراق، دانشجویان علوم دینی از سوریه، لبنان، احساء، قطیف، بحرین، کویت. ایران، پاکستان، هند، افغانستان، دولتهای شرق آسیا و آفریقا از محضر ایشان کسب فیض نمودند و بسیاری از فقها و مجتهدین به دست ایشان فارغ التحصیل شدند. از این رو ایشان را استاد الفقهاء و المجتهدین گفته اند. مرحوم آقای خویی فقط به تغذیه علمی و فرهنگی و مواظبت معنوی ایشان بسنده نمی نمود، بلکه بوسیله حقوق شرعی که به دست ایشان می رسید، زندگی آنان را نیز تأمین می نمود. بدین ترتیب ایشان توانستند مدرسه فکری خاصی را در زمینه های فقه و تفسیر و فلسفه اسلامی و بلاغت و اصول فقه و حدیث تأسیس کنند.

رویکرد به تغییر و نوگرایی
آقای خویی رحمة‌الله علیه فردی نوگرا بود. زیرا او اولین مرجعی بود که برای درس تفسیر قرآن در حوزه علمیه نجف اشرف برنامه ریزی نمود. چرا که نجف اشرف تا آن زمان از درس تفسیر بی بهره بود و از قرآن کریم تنها به میزان ارتباط با احکام دین بهره می گرفتند. اگر بعضی توجهات به بحث تفسیر هم می شد، بیشتر جنبه شخصی داشت. پیش از آقای خویی، استاد ایشان آقای شیخ محمدجواد بلاغی به تدریس تفسیر در نجف پرداخت. به همین جهت آن گونه که فقه و اصول آقای خویی مورد توجه و اهتمام طلاب قرار گرفت، درس تفسیر ایشان مورد اقبال واقع نشد.
مرحوم آقای خویی همانگونه که به تغییر و نوگرایی نظر داشت، مسائل و قضایای امت اسلامی را نیز از نظر دور نمی داشت و تا جایی که شرایط به او اجازه می داد در حرکتهای امت اسلامی مشارکت می ورزید. به همین جهت ایشان از حرکت شهید سید محمدباقر صدر را که از بارزترین شاگردان ایشان به شمار می رفت، مورد تأیید قرار داد و بهترین احترامات خویش را به ایشان تقدیم داشت. ایشان به خیزش اسلامی علیه گسترش کمونیسم در عراق پاسخ مثبت داد و جماعة‌ العلماء نجف و سایر حرکتهای دیگر را در این زمینه مورد تأیید قرار داد.
مرجعیت آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی در نجف اشرف با حملات سختی مواجه گردید و شرایط دشواری را پشت سر گذاشت. این دوره با سیطره حکومت ستمگر در عراق همزمان بود که شیعه و تشیع هدف طغیان و تروریسم آن به شمار می رفت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، رسالت مرحوم آقای خویی سنگین تر و دشوارتر شد و تمام سعی خود را به حفظ موجودیت و استقلال حوزه علمیه نجف اشرف معطوف داشت تا حوزه بتواند رسالت علمی و فقهی خود را پی بگیرد و شهر تاریخی نجف به نقش تاریخی خود ادامه دهد. شهری که مرقد شریف امیرالمؤمنین امام علی(ع) و حوزه علمیه را چون نگینی در بر داشت.
رژیم عراق کوشید که خصوصاً در جنگ ظالمانه خود علیه ایران، مرجعیت شیعه را در کنار خود داشته باشد. وقتی مرحوم آقای خویی این مسأله را رد کرد، رژیم عراق در سال 1979 به منزل سید جمال الدین، فرزند بزرگ ایشان با هدف کشتن ایشان حمله برد. او مجبوراً از عراق به سوریه مهاجرت کرد. سپس در سال 1984 در ایران درگذشت.
همین طور رژیم عراق حمله رعب آوری را علیه علما و شاگردان ایشان در حوزه علمیه صورت داد و جمع زیادی از آنان را دستگیر و بسیاری از ایشان را اعدام نمود. سید محمدباقر صدر شاگرد و فرزند معنوی ایشان به دست رژیم بعثی عراق دستگیر و به شهادت رسید. در سال 1980 رژیم عراق ماشین مخصوص آقای خویی را که به سمت مسجد الخضراء می رفت، منفجر کرد. در این حادثه مرجوم آقای خویی به طرز حیرت آوری نجات پیدا کرد.

مقابله با شاه
هنگامی که شایع شد شاه ایران قصد دارد امام خمینی را در ایران اعدام کند، مرحوم آقای خویی به شدت در مقابل آن ایستادگی کرد و اقدام شاه و حکومت او را محکوم نمود و علی رغم شرایط دشواری که داشت، تحرکات بسیاری را صورت داد. از جمله مجلس عزا برپا نمود و همراه با آقای حکیم تلاش کرد تا حکومت ایران را تحت فشار قرار دهند و جلوی صدور حکم اعدام برای امام خمینی را بگیرند.
اقدامات آقای خویی به نجف اشرف منحصر نشد و فرستاده ای را به سوی علمای بزرگ لبنان مثل شیخ حبیب آل ابراهیم و شیخ موسی عزالدین و شیخ محمد تقی صادق و سید محمد حسین فضل الله و سید عبدالرؤوف فضل الله فرستاد و از آنان خواست که جمع شوند و سیاست شاه را محکوم کنند و در این زمینه بیانیه صادر نمایند. همه اینها برای این بود که روی حکومت ایران فشار آورده شود. در آن زمان مرجعیت به حکومت ایران توجه داشت. البته نه از آن جهت که از حکومت ایران دل خوشی داشتند، بلکه می خواستند از طریق حکومت ایران به نشر تشیع در دنیا مبادرت بورزند. چرا که مرجعیت در آن زمان ابزار دیگری برای کمک رسانی به جاهای مختلف دنیا در اختیار نداشت.

مسأله فلسطین
آقای خویی در کنار قضیه فلسطین ایستاد و فتوایی صادر کرد که می توان از حقوق شرعی به مجاهدان فلسطینی داد. به شیوه های گوناگون و متناسب با موقعیت و قدرت و امکانات خود با جنبش اسلامی عراق نیز همنوایی داشت.
در دوران عبدالکریم قاسم و عبدالرحمن عارف و عبدالسلام عارف، رژیم عراق با مرجعیت آقای حکیم اصطکاک پیدا کرد، لذا کوشید تا از مرجعیت آقای خویی سوء استفاده کند و نشان دهد که اگر مرجعی از حکومت فاصله بگیرد، مرجع دیگری وجود دارد که جای او را بگیرد. ولی تیر حاکمیت به سنگ خورد و دو مرجع بزرگوار با تحکبم روابط و دیدارهای روزانه با یکدیگر تمام نقشه های رژیم را ناکام گذاردند. آقای خویی در اعتراض به اقدامات رژیم عراق، ارتباط خود را با بیت آقای حکیم تقویت نمود. همین مسأله باعث شد که پس از درگذشت آقای حکیم، مرجعیت آقای خویی با قدرت تمام در جهان تشیع رشد و گسترش پیدا کند.

اساتید
آقای خویی نزد مجموعه ای از بزرگترین ستارگان آسمان فقه و اصول و مرجع عظام تقلید در درسهای خارج شاگردی نمود که مشهورترین آنان عبارتند از:
آیت الله شیخ فتح الله معروف به شیخ الشریعة متوفای سال 1339 هجری.
آیت الله شیخ مهدی مازندرانی متوفای سال 1342 هجری.
آیت الله شیخ ضیاء الدین عراقی 1278 – 1361 هجری.
آیت الله شیخ محمد حسین غروی 1296 – 1361 هجری.
آیت الله شیخ محمد حسن نائینی 1273- 1355 هجری که آخرین استاد ایشان به حساب می آید.
آقای خویی برای مدت زمان محدودی از محضر اساتید ذیل نیز بهره برد:
آیت الله سید حسین بادکوبه ای 1293 – 1358 هجری در حکمت و فلسفه.
آیت الله شیخ محمد جواد بلاغی 1282 – 1352 هجری در علم کلام و تفسیر.
آیت الله سید میرزا علی آقا قاضی 1285 – 1366 هجری در اخلاق و سیر و سلوک و عرفان.
ایشان اجازه روایت را از استاد خود شیخ نائینی از طریق خاتم المحدثین شیخ نوری که در آخر کتاب مستدرک الوسائل آمده است، برای کتابهای امامیه و مهمترین آنها که الکافی و من لایحضره الفقیه و التهذیب و الاستبصار و وسائل الشیعة و بحارالانوار و الوافی است بدست آوردند و اجازه روایت از طریق اهل سنت را نیز از علامه سید عبدالحسین شرف الدین عاملی متوفای 1377 هجری کسب نمودند.

شاگردان
بسیاری از بزرگترین علمای حوزات علمیه جهان تشیع از ایشان کسب فیض نموده اند که اکنون جزو مجتهدان و مراجع دینی پس از ایشان به حساب می آیند. بعضی از ایشان عبارتند از:
آیت الله سید علی بهشتی – عراق.
آیت الله سید علی سیستانی – عراق.
آیت الله شیخ محمد اسحاق فیاض – عراق.
آیت الله شیخ میرزا علی فلسفی – ایران.
آیت الله شیخ میرزا جواد تبریزی – ایران.
آیت الله سید محمدرضا خلخالی – عراق.
آیت الله شیخ محمد آصف محسنی – افغانستان.
آیت الله سید علی مکی – سوریه.
آیت الله سید تقی قمی – ایران.
آیت الله شیخ حسن وحید خراسانی – ایران.
آیت الله سید علاء الدین بحر العلوم – عراق.
آیت الله مرحوم شیخ میرزا علی غروی – عراق.
آیت الله مرحوم سید محمد روحانی – ایران.
آیت الله مرحوم شیخ میرزا یوسف ایروانی – ایران.
آیت الله مرحوم سید محی الدین غریفی – بحرین.
آیت الله شهید سید عبدالصاحب حکیم – عراق.
آیت الله شهید سید محمد باقر صدر – عراق.
آیت الله سید محمد حسین فضل الله – لبنان.
غیر از اینها بسیاری دیگر از علمای بزرگوار و اساتید فاضلی هستند که به صورت مستقیم از ایشان یا شاگردان ایشان در حوزه های علمیه معروف کسب فیض نموده اند.

تألیفات
آقای خویی ده‌ها جلد کتاب در زمینه‌های گوناگون علمی به رشته تحریر در آورده است که موارد چاپ شده آن را ذکر می‌کنیم:
1. أجود التقریرات، در اصول فقه.
2. البیان فی تفسیر القرآن.
3. نفحات الإعجاز در علوم قرآن.
4. معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، در علم رجال در 24 جلد.
5. منهاج الصالحین، در بیان احکام فقه در دو جلد که 28 مرتبه تجدید چاپ شده است.
6. مناسک حج در فقه.
7. رسالة فی اللباس المشکوک در فقه.
7. توضیح المسائل، رساله علمیه برای مقلدان که بیش از سی مرتبه به زبانهای گوناگون تجدید شده است.
8. المسائل المنتخبة، رساله علمیه برای مقلدان به زبان عربی که بیش از بیست مرتبه تجدید چاپ شده است.
9. تکملة منهاج الصالحین، بیان احکام فقه در قضا و شهادات و حدود و دیات و قصاص.
10. مبانی تکملة المنهاج، در سندهای احکام فقهی در فضا و شهادات و حدود و دیات و قصاص.
11. تعلیقة العروة الوثقی، حاوی آرای فقهی ایشان بر کتاب العروة الوثقی سید محمد کاظم یزدی.
بعضی دیگر از کتابهای ایشان تا هنوز خطی هستند و به چاپ نرسیده‌اند.

تقریرات درسهای ایشان
از آیت الله العظمی خویی «قدس ره» بحثهای ارزشمندی در زمینه‌های فقه و اصول به جای مانده است که حاصل بیش از نیم قرن تدریس برای تعداد کثیری از علما و اساتید برجسته حوزه علمیه نجف اشرف می‌باشند. آقای خویی بحث‌های خارج را بین سالهای 1352 تا 1410 ه‍ بدون وقفه تدریس کردند. مجموعه نظریات جدید و نظرات علمی ارزشمند ایشان توسط بسیاری از شاگردان فاضل ایشان به رشته تحریر درآمده‌اند. امروزه این تقریرات منبع فقهی و اصولی پژوهشگران و علما می‌باشند که اساتید و طلاب از آنها بی‌نیاز نمی‌باشند و آسیاب درسهای فقه و اصول در حوزه‌های علمیه معروف بر مدار آنها می‌گردد.
تقریراتی که به حضور ایشان ارائه شده‌اند و آقای خویی اجازه چاپ آن را داده‌اند عبارتنداز:
1. التنقیح فی شرح العروة الوثقی، تقریر شیخ میرزا علی غروی. ده جزء در فقه.
2. تحریر العروة الوثقی، تقریر شیخ قربان علی محقق کابلی، یک جز در فقه.
3. دروس فی فقه الشیعة، تقریر سید محمد مهدی خلخالی، چهار جزء در فقه.
4. محاظرات فی أصول الفقه، تقریر شیخ محمد اسحاق فیاض، پنج جزء در اصول.
5. المستند فی شرح العروة الوثقی، تقریر شیخ مرتضی بروجردی «قدس ره» ده جزء در فقه.
6. الدرر الغوالی فی فروع العلم الإجمالی، تقریر شیخ رضا لطفی، یک جزء در اصول.
7. مبانی الاستنباط، تقریر سید ابوالقاسم کوکبی، چهار جزء در اصول.
8. مصباح الفقاهة، تقریر شیخ محمد علی توحیدی، سه جزء در فقه.
9. مصابیح الأصول، تقریر سید علاءالدین بحر العلوم، یک جزء در اصول.
10. المعتمد فی شرح المناسک، تقریر سید محمد رضا خلخالی، پنج جزء در فقه.
11. مصباح الأصول، تقریر مرحوم سید محمد سرور واعظ بهسودی، دو جزء در اصول.
12. مبانی العروة الوثقی، تقریر شهید محمد تقی خویی، چهار جزء در فقه.
13. دراسات فی الأصول العملیة، تقریر سید علی حسینی شاهرودی، یک جزء در فقه.
14. فقه العترة فی زکاة الفطرة، تقریر شهید سید محمد تقی جلالی، یک جزء در فقه.
15. الرای السدید فی الإجتهاد والتقلید، تقریر شیخ غلامرضا عرفانیان، یک جزء در فقه.
16. محاظرات فی الفقه الجعفری، سید علی حسینی شاهرودی، سه جزء در فقه.
17. جواهر الأصول، تقریر شیخ فخرالدین زنجانی، یک جزء در اصول.
18. الأمر بین الأمرین فی مسألة الجبر و الاختیار، تقریر شیخ محمد تقی جعفری، یک جزء در اصول.
19. الرضاع، تقریر سید محمد مهدی خلخالی و شیخ محمد تقی ایروانی، یک جزء در فقه.

خدمات اجتماعی
توجهات آقای خویی در امور اجتماعی به جای خاصی خلاصه نمی‌شود بلکه کشورهای بسیاری را در برمی‌گیرد. ایشان کوشید تا از درد و رنج مسلمانان بکاهد و در حد توان خود به کمک و یاری آنان بشتابد. برای توضیح اهتمام ایشان به امور امت اسلامی، پرداختن به چهار محور ضرورت دارد:

1. حوزه‌های علمیه؛
آقای خویی بیش از مرجعیت‌های پیشین به امور حوزه‌های علمیه اهتمام ورزید. در ابتدا توجه خاص ایشان به حوزه‌های نجف اشرف و قم و مشهد مقدس معطوف بود. سپس توجه ایشان حوزه‌های علمیه کلیه شهر‌های ایران و عراق را شامل گردید. سپس کشورهای دیگری چون پاکستان و هند و تایلند و بنگلادش و آفریقا و آمریکا را در برگرفت. از نظر مالی، حوزه‌های علمیه هیچگاه مثل دوره آقای خویی، شاهد بهبود وضعیت معیشتی نبوده است.

2. پروژه‌های عمرانی؛
آقای خویی طرحهای خود را بر مراکز علمیه متمرکز ساخت. ایشان شهرک کاملی را برای طلاب و مدرسان حوزه علمیه قم بنا نمود و در مشهد مقدس مدرسه علمیه‌ای ساخت. طرح مهم ایشان در لبنان «مؤسسه خیریه امام خویی» است که محلی برای نگهداری و آموزش ایتام می‌باشد و تحت نظارت علامه مرجع آیت الله العظمی سید محمد حسین فضل الله قرار دارد. در هند، آقای خویی دستور داد در نزدیکی شهر بمبئی مجتمع فرهنگی بزرگی ساخته شود که بزرگترین پروژه پروژه شیعی در دنیا می‌باشد و شامل مدرسه‌ها، دبیرستانها، دانشکده‌ها، مدارس، حوزه ها، مراکز فنی وحرفه‌ای و بیمارستانی بزرگ و مسجدی عظیم و توابع بسیاری دیگر می‌باشد. ایشان پروژه دیگری را در اسلام آباد پاکستان نیز اجرا نمودند.
مرکز اسلامی آقای خویی در نیویورک از دیگر یادگارهای ایشان است که همراه با مدرسه کودکان، کعبه آمال مؤمنان آن جا می‌باشد؛ زیرا این مرکز تنها راهی است که می‌تواند فرزندان آنان را از تباهی در آن جامعه نجات دهد. علاوه بر این آقای خویی از بسیاری پروژه‌های دیگر حمایت مالی به عمل آورده‌اند. مثل کتابخانه‌های عمومی و پروژه‌های متعدد در عراق و پاکستان و هند و تایلند و آفریقا و کشورهای دیگر.

3. کمک به آسیب دیدگان از حوادث طبیعی؛
آقای خویی در کمک به آسیب دیدگان از حوادث طبیعی در جاهایی که مسلمانان در آن ساکن هستند، همیشه پیشگام بود. کمک ایشان به زلزله زدگان شمال ایران از آن جمله است. ایشان یک میلیون دلار برای ساختن و تعمیر مدارس و منازل و سرویسهای بهداشتی عمومی و روستاهای زیان دیده اختصاص دادند. ایشان چند سال پیش از این نیز کمک فوری برای آسیب دیدگان از زمین لغزه کارگیل کشمیر ارسال نمود. همینطور به قربانیان خشکسالی هند نیز مساعدت ورزید.

4. مواضع ایشان در قبال بحرانها؛
آقای خویی اهتمام ویژه‌ای به بحرانهای دامنگیر مؤمنان و مسلمانان در اقصی نقاط جهان داشت و با تمام توان سعی در کمک به آنان داشت. در دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، آوارگان جنگی را مورد توجه و عنایت خویش قرار داد و در عین حال ثابت و استوار در برابر نظام طاغوتی عراق ایستاد و در طی جنگ و پس از آن، کمک‌های فراوانی را در اختیار آسیب دیدگان قرار داد.
موضع گیری ایشان در ارتباط با رنج مسلمانان افغانستان روشن است. ایشان حمایت‌‌های گوناگونی را ارائه داد و حتی به مؤمنان اجازه داد که برای جهاد علیه تجاوزگران از حقوق شرعی خود خرج کنند. ایشان علاوه بر این مبالغ مالی بسیاری را برای جهاد افغانستان ارسال نمود.
در لبنان و فلسطین ضمن محکوم کردن اعمال تجاوزگرانه علیه این ملتها، از مسلمانان می‌خواستند که برای مقابله با دشمن صفوف خود را یکپارچه سازند. ایشان با توزیع مواد غذایی به فقرای لبنان مساعدت می‌نمود و از هویت اسلامی ایشان با تمام امکانات و وسایلی که در اختیار داشت پشتیبانی می‌نمود.
در سال 1990م که کویت بوسیله رژیم دیکتاتوری عراق اشغال گردید، ایشان توجه خاصی به آوارگان کویتی نمود و به وکلای خود در کشورهایی که آین آوراگان حضور داشتند، دستور داد که از آوارگان کویتی پذیرایی کنند و مبالغ کافی برای تأمین امور ایشان و خانواده‌هایشان بپردازند. پس از پایان جنگ کویت، ایشان فتوای مشهور خود را در رابطه با محکومیت این تجاوز صادر کرد و فتوا داد که استفاده و خرید و فروش اموال مسروقه از کویت حرام است.
ایشان در حمایت از مهاجران عراقی مظلوم قبل و بعد از انتفاضه سعی بلیغ داشتند و از خانواده‌های ایشان در داخل و جاهای دیگر حمایت نمودند. ایشان برای این که بهتر بتوانند در داخل عراق و جاهای دیگر خدمات پیگیر و مستمری را در اختیار مؤمنان قرار دهند، اقدام به تأسیس مؤسسة خیریه امام خویی نمودند.
آقای خویی «قدس ره» در حمایت از انتفاضه مردمی عراق در سال 1411 ه‍ به صورت فعال مشارکت ورزید. به همین جهت پس از سرکوب انتفاضه توسط رژیم دستگیر شده و پس از مدتی آزاد شد.
در طول عمر مبارک خویش که بیش از نیم قرن آن به تدریس درسهای خارج گذشت، دو دوره مکاسب شیخ انصاری، دو دوره کامل کتاب الصلاة، بحث‌ها و ابواب گوناگونی از کتاب العروة الوثقی را در فقه و شش دوره کامل علم اصول را تدریس نمود.

وفات
سرانجام در عصر روز شنبه 8 صفر 1413 ه‍ برابر 8 / 8 / 1992م در خانه خود در کوفه وفات یافت. رژیم حاکم اجازه نداد که جسد ایشان تشییع عمومی می‌شود. لذا خانواده ایشان را مجبور نمود که او را شبانه دفن کنند. آقای خویی در مقبره مخصوص خود در مسجد الخضراء نجف اشرف به خاک سپرده شد.

منابع:
1. http://www.bayynat.ir

موضوعات

مناطق

مطالب

تعداد: 1

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر
تصاویر