شنبه ۳ آبان ۱۳۹۳
بر خط: 1340
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

352 بازدید

تاریخ تولّد و خاندان
محمدحسین اعلمی در سال 1320 ق. در خطّه کویری نائین در روستای مهرجان، که در حوزه جغرافیایی جندّق از توابع شهرستان نائین قرار دارد، دیده به جهان گشود.(1) این بزرگوار در خاندانی به دنیا آمد که فضای آن، به نور دانش دینی و ارزش های متعالی مذهبی، روشن بود. او در سایه پر مهر و محبت پدرش، دوران کودکی را پشت سر نهاد و کتاب های دینی، بویژه قرائت قرآن مجید، را از پدر دانشمند خود فراگرفت. پدر محمدحسین اعلمی، به شیخ سلیمان مهرجانی، شهرت دارد. با پژوهش و مطالعه در زندگی فرزندش، بر می آید که او یکی از عالمان آن دیار و از شأن و منزلت والایی برخوردار بوده است.(2)

هجرت به مشهد
هنگامی که محمدحسین، به سن ده سالگی می رسد، درسال 1330 ق، همراه پدر، روانه مشهد مقدّس و حوزه پربار طوس گردید. از قرائن برمی آید در مدّتی که او در مشهد به تحصیل اشتغال داشته، پدرش نیز با او بوده است.
محمدحسین در جوار بارگاه حضرت رضا (ع) به فراگیری دانش های رسمی دینی پرداخت و مقدّمات دروس حوزه، همانند صرف و نحو و منطق و مقداری از اصول فقه، را نزد استادان حوزه مشهد، فراگرفت. در این که استادان او در مشهد چه کسانی بودند و چند بهار از عمر خویش را در این شهر سپری کرد و دقیقاً چه درس هایی را آموخت، چندان روشن نیست؛ ولی گویا چهار پنج سال در مشهد به ادامه تحصیل پرداخت.(3)

بازگشت به زادگاه
محمدحسین اعلمی در مقطع نوجوانی دل و جانش همچنان تشنه کسب معارف دینی بود و گویا حوزه مشهد، عطش علمی او را فرو ننشانده، از این رو، مترصد فرصتی بود تا به حوزه پرآوازه شیعه، نجف اشرف، هجرت کند.
در حدود سال 1335 ق. همراه پدرش از مشهد به زادگاهش مهرجان، برگشت و برهه ای از عمر خود را در آنجا سپری کرد. در این ایام که محمدحسین به سن بیست سالگی رسیده بود، برابر مقرّرات آن زمان، به خدمت سربازی فراخوانده شد. حدود هشت ماه از خدمت را گذرانده بود که بنابر عللی از ادامه خدمت معاف شد. از این پس، عزم خویش را جزم کرد و راهی کعبه دل ها، نجف اشرف، شد.(4)

هجرت به نجف
در حالی که بیست بهار از عمر محمدحسین اعلمی می گذشت، به سال 1340 ق. روانه حوزه نجف شد. او راه طولانی نایین تا بارگاه ملکوتی حضرت علی (ع) را گاه پیاده و گاه سوار بر مرکب، طی می کرد. وی پس از ورود به عراق، ابتدا به زیارت قبر حضرت سیدالشهداء (ع) و سایر شهدای نینوا شتافت و سپس راهی شهری شد که از سال ها پیش، قلب او برای رسیدن به آن، می تپید. در نجف، تحصیل جدّی این طلبه جوان برای آموختن علوم دینی و مبانی اجتهاد آغاز می شود. در مدت اقامت خود در این شهر، شب و روز درس می خواند، پژوهش و مطالعه می کرد و از محضر بزرگان و مجتهدان معروف کسب فیض نموده تا این که پس از هفده سال تلاش به درجه اجتهاد نایل شد.(5)
او ضمن این که در درس بزرگان علوم فقه و اصول شرکت می جست، خود نیز کتاب های سطوح حوزه مانند مکاسب و رسائل و کفایه را تدریس می کرد و جمعی از طلاب و فضلا در حوزه درس او حاضر می شدند. این بزرگوار از دو تن از استادان برجسته نجف؛ مرحوم میرزا حسین نائینی و مرحوم آقا ضیاءالدین عراقی، اجازه اجتهاد گرفت و نیز اجازه های روایتی فراوانی از بزرگان حدیث و رجال، دریافت کرد.

استادان نجف
در روزگاری که محمدحسین اعلمی در نجف درس می خواند، این حوزه در بهترین موقعیت علمی خود قرار داشت و استوانه های بزرگ علم در این حوزه زندگی می کردند. آقای اعلمی، نزد تعدادی از برجسته ترین آنان حاضر می شد و از دانش آنان، بهره می برد. در این جا به نام چند نفر آن ها بسنده می کنیم:
1. مرجع بزرگ شیعه، آیةاللّه سیدابوالحسن اصفهانی؛
2. مرجع عالی شیعه و بزرگ ترین اصولی عصر خود، آیةاللّه محمدحسین نائینی؛
3. فقیه و اصولی نامور، آیةاللّه ضیاءالدین عراقی؛
4. آیةاللّه محمدحسین اصفهانی؛
5. زاهد و عارف مشهور، مرحوم شیخ علی قم؛
6. سید محمد یزدی فرزند آیةاللّه سید محمدکاظم یزدی؛
آقای اعلمی بعد از اقامت 17 ساله در نجف، به قصد زیارت مرقد امام رضا (ع) به سوی مشهد مقدس حرکت کرد و بعد از زیارت قبر آن حضرت مجدداً به نجف بازگشت و سه سال دیگر در این شهر اقامت کرد. در همین زمان بود که مرجع بزرگ شیعه، آیةاللّه سیدابوالحسن اصفهانی دستور داد که جمعی از نخبگان دور هم گرد آیند و به تحقیق، تنظیم و ترتیب احادیث کتاب وسائل الشیعه بپردازند. از جمله اعضای این گروه، محمدحسین اعلمی و دیگری آیةاللّه سیدمحمدهادی میلانی بودند. این گروه روی چند نسخه از آن کتاب پژوهش و تحقیق می کردند. نوشته اند یکی از معتبرترین نسخه های وسائل الشیعه نزد محمدحسین اعلمی بوده است.(6)

استادان روایتی
از آنجا که محمدحسین اعلمی شیفته فهم و حفظ احادیث امامان شیعه بود و زحمات فراوانی در این راه کشید، مفتخر به دریافت اجازه نقل روایت از مشایخ حدیث شد. همانند: .1 علّامه بزرگوار آقابزرگ تهرانی، مؤلف کتاب معروف الذریعه؛ .2 آیةاللّه سید هبةالدین شهرستانی؛ .3 آیةاللّه میرزا محمد عسکری تهرانی، مؤلف کتاب مستدرک بحارالانوار؛ .4 آیةاللّه سیدشهاب الدین مرعشی نجفی.(7)

به سوی مکّه
محقّق بزرگوار محمدحسین اعلمی، در دورانی که در حوزه نجف اشتغال به درس و تدریس داشت، برای اوّلین بار روانه مکه شد. او ابتدا، به شهر مدینه رفت، بعد از زیارت تربت پاک رسول اکرم (ص) و امامان معصوم شیعی و شهدای مدفون در قبرستان اُحد، راهی مکه شد و ضمن انجام مناسک حج، با شخصیت های برجسته اسلامی ملاقات و درباره مسائل علمی، با آنان به مباحثه و مناظره پرداخت و از مکتب شیعه و اندیشه های تابناک عالمان شیعی، جانانه دفاع کرد.(8)

هجرت به کربلا
محمدحسین اعلمی، وقتی که از مکّه به نجف برگشت، چندان در نجف باقی نماند؛ بلکه بلافاصله از آنجا به سوی کربلا حرکت نمود و در جوار قبر مقدس حضرت امام حسین (ع) اقامت گزید. او در حوزه کربلا نیز از تحصیل دانش باز نایستاد و از محضر فقیهانی چون: آیةاللّه آقاحسین قمی، آیةاللّه سیدمهدی شیرازی و آیةاللّه شیخ هادی، بهره جست.(9)
مرحوم اعلمی در حوزه کربلا هم، از تدریس غافل نبود. هر چند به طور مشخص معلوم نیست چه کتاب هایی را درس می داد، می توان حدس زد که او به تدریس کتاب هایی چون: مکاسب و کفایه اشتغال داشته است. گفته شده که او در مدرسه هندی، یک ساعت بعد از طلوع آفتاب تا یک ساعت به ظهر، چند کتاب را برای طلّاب کربلا درس می گفته است.(10)
شیخ محمدحسین، شیفته مطالعه و تحقیق بود. شوق آموختن او را واداشت تا در کربلا به خرید کتاب های گوناگون دینی بپردازد. با تلاش پیگیرانه خود توانست از کشورهای مختلف مانند: مصر، لبنان، سوریه و هندوستان، کتاب ها و مجلّات علمی فراوانی به دست آورد. نتیجه این زحمات، تشکیل کتابخانه بزرگ و ارزشمندی در کربلا بود؛ حتی پاره ای از محقّقان، برای استفاده از نسخه های نفیس و کمیاب، به این مرکز فرهنگی مراجعه می کردند. در همین شهر بود که بنیاد تألیف دائرةالمعارف بزرگ شیعی تأسیس و مطالب اساسی آن گردآوری شد.(11)
مدّت اقامت این محقّق توانا در کربلا، 14 سال ادامه یافت؛ چنان که به لقب «حائری» معروف شد.
وی در سال 1374 ق. کربلا را ترک گفت و برای سومین بار، جهت زیارت مرقد نورانی حضرت علی بن موسی (ع) رهسپار خراسان شد. او در مشهد علاوه بر زیارت، از تحقیق غافل نبود و برای تکمیل دائرةالمعارف، که یکی از آرزوهای این مرد دانش پژوه بود، از کتابخانه پرمایه رضوی بهره های فراوانی برده، مطالعات دامنه داری را انجام داد و اندوخته های علمی خود را در فیش هایی یادداشت می کرد. مدت اقامت ایشان در مشهد، در هاله ای از ابهام قرار دارد؛ ولی گویا بیشتر از سه چهار ماه در آنجا مقیم نبوده است.(12)
وی بعد از تکمیل پژوهش، عازم تهران شد و از بیشتر کتابخانه های معروف آن زمانِ تهران نیز بهره گرفت؛ از جمله: کتابخانه مجلس شورای ملّی و مَلِک.

هجرت به قم
آن زمان، که عصر مرجعیت آیةاللّه بروجردی بود، حوزه علمیه قم به تازگی به وسیله حضرت آیةاللّه حائری یزدی بنیان گذاری شده بود و از رونق خاصی برخوردار بود. مرحوم اعلمی برای غنا بخشیدن به مطالعات و پژوهش های خود، آهنگ قم کرد و بعد از ورود به این شهر، خانه ای برای سکونت خانواده اش خرید؛ ولی او که برای انجام تحقیقات و تکمیل دائرةالمعارف خود، بیشتر اوقات در حجره ای در مدرسه فیضیّه قم سکونت داشت تا هم بتواند بیشتر به حرم حضرت معصومه (س) مشرّف شود و هم از کتابخانه مدرسه فیضیّه بهره گیرد. زمان ورود او به حوزه علمیه قم اواخر سال 1374 ق. است.(13)
محمدحسین اعلمی با این که از آیةاللّه نائینی و بعضی دیگر از مراجع نجف، اجازه اجتهاد داشت، ولی باز وجود آیةاللّه بروجردی را غنیمت شمرد و چندی در حوزه تدریس آن بزرگوار در حرم مطهّر و مسجد اعظم قم حاضر می شد.
به هر حال در مدرسه فیضیه و حوزه علمیه قم، زحمات چندین ساله او نتیجه داد و برخی از مُجلّدات دائرةالمعارف اعلمی را به مرحله چاپ رسانید.(14)

فضیلت های اخلاقی
مرحوم محمدحسین اعلمی، دانشوری فرزانه بود که خود را به صفات ارزشمندی چون زهد، قناعت، پشتکار، عشق به عبادت و راز و نیاز به درگاه معبود زینت داده بود. در حالات او نوشته اند که همیشه ساعتی پیش از طلوع فجر، بیدار می شد و به عبادت می پرداخت. در مدت اقامت در نجف و کربلا و قم، نماز شب خود را در حرم امامان معصوم (ع) و حضرت فاطمه معصومه (س) به جا می آورد و سپس نماز صبح و مستحبّات و تعقیبات نماز را انجام می داد.
ایشان فردی بسیار فروتن بود. به کوچک و بزرگ سلام می کرد و کمتر رخ می داد که کسی در سلام کردن، بر او پیشی گیرد.
نمازهای واجب را غالباً با جماعت می خواند و تفاوت نداشت که خود، امامِ جماعت باشد یا در ردیف مأمومین قرار گیرد.
او فردی بسیار قانع بود. از مال و منال دنیا به اندک بسنده می کرد و هرگز فریفته زرق و برق و ریاست های ظاهری دنیا نشد. او علاوه بر دوری از محرّمات، بیشتر مکروهات را نیز انجام نمی داد و بیشتر روزها، روزه می گرفت. او در زهد و پرواپیشگی به مقامی رسید که در میان عالمان حوزه علمیّه حتی مردم کوچه و بازار، به «ابوذر زمان» شهرت یافت.(15)

از دیدگاه بزرگان
شایستگی های علمی و اخلاقی مرحوم محمدحسین اعلمی حائری، از دیده شخصیت های طراز اوّل شیعه پنهان نبوده از این رو، به دیده احترام و تکریم به او می نگریسته اند. به عنوان نمونه، سخن برخی از آنان را می آوریم:
آیةاللّه آقا سیدابوالحسن اصفهانی: دانشمند بزرگ و برگزیده، محمدحسین اعلمی یکی از بزرگان و فضلای نجف است. او چندین سال در حوزه درس من حضور یافت. تا این که بحمداللّه به جایگاه بلندی از دانش و تقوا رسید؛ به طوری که سخنان او، قابل اطمینان و رفتارش، قابل اقتدا است.(16)
عالم برجسته عراق، سید هبةالدین شهرستانی: محمدحسین اعلمی، زنده کننده آثار بزرگان و یکی از نخبگان و دانشوران تقواپیشه است.
احمد امین انطاکی، محقّق برجسته عراق: فاضل زاهد، علّامه محقّق مؤلف کتاب ارزشمند دائرةالمعارف اعلمی.
آیةاللّه محمدحسین کاشف الغطاء، مصلح بزرگ اسلامی: علّامه بزرگوار ما تأیید شده از ناحیه خداوند متعال است. او در راه گسترش دین، رنج های طاقت فرسایی را به جان خرید.
علّامه اردوبادی: علّامه کم نظیر، شخصیت برجسته، حَسَنةالدهر، مایه زیبایی روزگار.(17)
آقابزرگ تهرانی، برجسته ترین رجال شناس معاصر: دانشور متتبّع، فاضل بزرگوار، علاقه شگفتی به تحقیق و مطالعه داشت. کتاب بزرگی را تألیف کرده که من بیشتر مجلّدات آن را خوانده ام. و مشاهده کردم که او در این راه، خیلی زحمت کشیده است و کتاب او مطالب گرانبهایی دارد.(18)
آیةاللّه سید موسی شبیری زنجانی: مرحوم اعلمی، وارسته و پاک و پاکیزه بود. همیشه مشغول نوشتن بود و بسیار مطالعه می کرد. گاهی در مدرسه فیضیه، به جای پدرم، مرحوم آیةاللّه سیداحمد زنجانی، نماز جماعت می خواند.(19)
آیةاللّه علی اشتهاردی: مرد باتقوایی بود و در مدرسه فیضیه زندگی می کرد و مشغول تألیف کتاب بود.(20)

فرزندان
مرحوم محمدحسین اعلمی صاحب چند فرزند بود که اکثر آنان، از کسانی بودند که راه پدر بزرگوار خود را ادامه دادند و در نشر و گسترش آموزه های دینی و نشر کتاب های علمی و دینی، نقش برجسته ای داشتند. مناسب است شرح حال کوتاهی از آنان را بیاوریم:
1. محمدحسن اعلمی؛ در نجف به دنیا آمد. او سالیان درازی در حوزه علمیه نجف به فراگیری علوم دینی مشغول بود و به موقعیّت بالای علمی دست یافت. آن گاه از عراق به ایران آمد و در تهران اقامت گزید و برای نشر کتاب های دینی «مؤسسه طبع و نشر اعلمی» را بنیان نهاد.
2. محمدحسین اعلمی؛ او نیز، که همنام پدرش بود، در نجف دیده به جهان گشود و نزد پدر خود به تحصیل علوم دینی رایج در حوزه نجف پرداخت. وی نیز علاقه و شوق فراوانی به امور فرهنگی نشر آثار دینی داشت.
وی بعد از حاکمیّت حزب بعث عراق، تبعید شد و روانه سوریه و لبنان گردید. وی «بیروت» را بهترین شهر برای تحقّق بخشیدن به اهدافِ بلند خود برگزید و از این رو، در آنجا مؤسسه انتشارات اعلمی را بنیان نهاد. این مؤسسه که یکی از پر رونق ترین و پرتلاش ترین بنگاه های انتشاراتی بیروت است، از گذشته تاکنون کتاب های زیادی را چاپ و منتشر کرده است.
ایشان بخصوص شیفته نشر آثار امامان شیعی و عالمان بزرگ شیعه بود و مسافرت های فراوانی انجام داد؛ به مصر، هندوستان و چند کشور دیگر عزیمت کرد و با عالمان معروف این ممالک ملاقات ها و مباحثاتی داشت؛ از جمله در قاهره با شیخ شلتوت، عالم برجسته و مفتی اعظم مصر، ملاقات و مذاکراتی انجام داد.
3. شیخ محسن اعلمی؛ که گویا در کربلا پا به عرصه وجود نهاد. وی بعد از این که چند سال از عمر خود را در کربلا سپری کرد، به ایران آمد و در قم اقامت گزید و در قم رحلت کرد.
4. علی محمداعلمی؛ او هم از عراق به ایران آمد و در مشهد مقدس ساکن شد.
مرحوم محمدحسین اعلمی یک فرزند دختر هم داشت که همسرش مرحوم سیدحسین شهرستانی بود.(21)

آثار و خدمات علمی
همان گونه که اشاره شد، محمدحسین اعلمی حائری، لحظه لحظه عمر خویش را غنیمت می شمرد و همواره در حال تکاپو و مطالعه و نوشتن بود. آن بزرگوار، کتاب عظیمی به نام مقتبس الاثر فیما دُثر من الخبر تألیف کرد که بعداً به «دائرةالمعارف اعلمی» اشتهار یافت.
این اثر ارزشمند و جامع، حدود 30 جلد است که تمامی آن ها به زیور طبع آراسته شده است و در دسترس پژوهشگران جهان اسلام، بلکه سایر ملل، قرار دارد. آغاز این کتاب ارزشمند با چند تقریظ از بزرگان حوزه نجف، آورده شده است که از مجموع این تقریظها، قدر و منزلت این کتاب بیشتر رُخ می نماید.
اثر دیگر ایشان کتاب تراجم «اعلام النساء» است که در کتابخانه آیةاللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.
همان گونه که اشاره شد، مرحوم اعلمی در کربلا، کتابخانه بسیار ارزشمندی را تأسیس کرد که نویسنده معروف عراقی، سلمان هادی طعمه، در کتاب محققانه خود، تراث کربلا، هنگامی که کتابخانه های معروف کربلا را نام می برد، از کتابخانه اعلمی چنین یاد می کند:
«این کتابخانه از شیخ محمدحسین اعلمی حائری است که یکی از دانشوران بزرگ کربلا بود. در این مجموعه فرهنگی، کتاب های بسیار ارزشمند در زمینه های مختلف وجود دارد که شاید به دو هزار کتاب برسد». جندق و مهرجان
زادگاه این دانشور پرکار، روستای «مهرجان» یکی از روستاهای بخش جندق از توابع شهر نایین است.
حسن عمید می گوید: «جندق بخشی از شهرستان نایین، در کنار کویر مرکزی ایران و مغرب طبس و هوای آن بسیار گرم و خشک است.»
دکتر معین هم می گوید: «جندق شهرستانی است در میان کویر نمک که ده بزرگ آن خور است. میرزا ابوالحسن یغما، شاعر، از آنجا برخاسته که البته به این قلمرو، بیابانگ هم می گویند».
مرحوم دهخدا هم در لغت نامه بزرگ خود مطالبی در این باره نگاشته است؛(22) اما شاید از همه بهتر و مفصل تر، کتاب تاریخ نایین است که مفصّلاً به معرفی نایین و روستاها و بخش های آن پرداخته است.

وفات
او در سال 1393 ق(1351 ش) در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه (س) چشم از جهان فرو بست. برای تشییع بدن پاک او، جمعیت زیادی حضور یافتند و از او به خوبی تجلیل شد.(23) سپس پیکر او را در جوار حضرت معصومه (س) در آستانه درب ورودی به صحن بزرگ، به خاک سپردند.

پی نوشت ها:
1 - الذریعه، ج 22، ص 17 و دائرةالمعارف اعلمی، ج 1، ص 3.
2 و 3 - ر ک: مقدمه دائرةالمعارف اعلمی، ص 3 و 4.
4 - همان و دائرةالمعارف تشیّع، ج 2، ص 278.
5 و 6 - دائرةالمعارف اعلمی، ج 1، ص 5 و 6.
7 - همان؛ دائرةالمعارف تشیع، ج 2، ص 278 و نقباءالبشر، ج 2، ص 893.
8 تا 10 دائرةالمعارف اعلمی، ص 5 و 6.
11 - همان و تراث کربلا، ص 337، چاپ بیروت.
12 - دائرةالمعارف اعلمی، ج 1، ص 8 و 9.
13 - همان و الذریعه، ج 2، ص 17.
14 - مقدمه دائرةالمعارف اعلمی، ج 1، ص 10.
15 - همان و دائرةالمعارف تشیع، ج 2، ص 278.
16 - مقدمه دائرة المعارف اعلمی، ج 1، ص 11.
17 - همان، ص 14.
18 - الذریعه، ج 22، ص 17 و نقباءالبشر، ج 2، ص 893.
19 و 20 . گفت و گوی نویسنده مقاله با این بزرگان.
21 - دائرةالمعارف اعلمی، ج 1، ص 15 و دائرةالمعارف تشیع، ج 2، ص 278.
22 - اطلاعات حسن عمید، ص 349؛ فرهنگ معین، ج 1، ص 434 و لغت نامه دهخدا، ماده جندق.
23 - دائرةالمعارف اعلمی، ج 1، ص 15.

منبع: www.hawzah.net

موضوعات

مناطق