سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷
بر خط: 2166
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

893 بازدید

سوره بیّنه: نود و هشتمین سوره قرآن کریم

متن سوره:
لَمْ یَکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ وَالْمُشْرِکِینَ مُنفَکِّینَ حَتَّى تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ (1) رَسُولٌ مِّنَ اللَّهِ یَتْلُو صُحُفًا مُّطَهَّرَةً (2) فِیهَا کُتُبٌ قَیِّمَةٌ (3) وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَیِّنَةُ (4) وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاء وَیُقِیمُوا الصَّلَاةَ وَیُؤْتُوا الزَّکَاةَ وَذَلِکَ دِینُ الْقَیِّمَةِ (5) إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ وَالْمُشْرِکِینَ فِی نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا أُوْلَئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ (6) إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ (7) جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا رَّضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ (8)

ترجمه سوره
کسانى از اهل کتاب و مشرکان که به اسلام کافر شدند از سنّت خدا ( هدایت آدمیان ) جدا نبودند تا این که آن دلیل آشکار برایشان آمد و حجّت بر آنان تمام شد.«1»
آن دلیل آشکار، فرستاده اى است از جانب خدا که صحیفه هاى پاک قرآنى را بر آنان تلاوت مى کند.«2»
در آن صحیفه ها نوشته هایى است که احکام و معارف الهى را که برپا دارنده امور جامعه انسانى است بیان مى کند.«3»
و کسانى که شریعت و کتاب آسمانى به آنان داده شد، دچار پراکندگى در دین خود نشدند و به مذاهب گوناگون روى نیاوردند مگر پس از آن که دلیل روشن برایشان آمد.«4»
آنان به چیزى جز این فرمان نیافته بودند که خدا را بپرستند و اطاعت و عبادت را ویژه او کنند و بى آن که از راه اعتدال منحرف شوند، در راه او گام بسپرند و نماز را برپا دارند و زکات بپردازند. این است آن دین الهى که در قرآن و دیگر کتاب هاى آسمانى بیان شده و آن است برپادارنده مصالح جامعه انسانى.«5»
کافران ( اهل کتاب و مشرکان ) قطعاً در آتش دوزخ خواهند بود و در آن جا ماندگارند. اینانند که بدترین آفریدگانند.«6»
همانا کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده اند، آنانند که بهترین آفریدگانند.«7»
سزاى آنان نزد پروردگارشان بوستان هاى جاوید بهشتى است با درختانى انبوه که از زیر آنها نهرها روان است. در آن جا براى همیشه ماندگارند. خدا از آنان خشنود است و آنان نیز از خدا خشنودند. این پاداش کسى است که از پروردگارش بترسد.«8»

***
این سوره مدنى است.[1] برخى آن را مکى دانسته‌‌اند[2]؛ ولى همه روایات ترتیب نزول و نیز روایتى از ابوخیثمه بدرى که مى‌‌گوید: پس از نزول سوره بیّنه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به ابىّ بن کعب انصارى فرمود که مأمور شده‌‌ام تا این سوره را بر تو تلاوت کنم، مدنى بودن سوره را تأیید مى‌‌کند.[3] مؤید دیگر مدنى بودن سوره مضمون آن است که دربردارنده توبیخ اهل کتاب است.[4]
سوره بیّنه نود و هشتمین سوره در ترتیب مصحف و صدمین سوره در ترتیب نزول است که پس از سوره طلاق و پیش از حشر نازل شده است[5] و چون سوره حشر در ربیع الاول سال چهارم هجرى در جریان غزوه بنى نضیر نازل شده است[6]بنابراین مى‌‌بایست سوره بیّنه در اواخر سال سوم یا اوائل سال چهارم نازل شده باشد.[7] این سوره داراى 8 آیه[8] و 94 کلمه است.[9] قاریان بصره برخلاف دیگر قاریان بر «مُخلِصینَ لَهُ الدّین»(بیّنه/98، 5) وقف و آن را آیه‌‌اى مستقل و در نتیجه شمار آیات سوره را 9 آیه دانسته‌‌اند.[10]
نام مشهور آن «بیّنه» (به معناى دلیل آشکار) است که از واژه «اَلبیِّنه»در آیات اول و چهارم سوره گرفته شده است.[11] در منابع کهن[12] و روایات از آن به سوره «لَم یَکُن»و «لَم یَکُنِ الَّذینَ کَفَروا»یاد شده[13] و ابىّ‌‌بن کعب در مصحفش آن را سوره«اَهلِ‌‌الکِتـبِ»نامیده بود.[14] «قیّمه»[15]، «بریّه»[16]، «منفکّین» و «انفکاک» نیز نامهاى دیگر این سوره است.[17] در اتقان و تفسیر روح‌‌المعانى «قیامت» نیز از نامهاى این سوره شمرده شده است[18] که به دلیل شباهت رسم‌‌الخط آن با قیّمه با صرف نظر از حرکات (قِیمَه ـ قَیِّمه) به نظر مى‌‌رسد تصحیف «قیّمه» باشد. شاهد این نظر آنکه در این دو منبع از نام «قیّمه» با وجود شهرتش[19] یاد نشده است. همه این نامها برگرفته از واژه‌‌هایى است که در این سوره به کار رفته است.

محتواى سوره:
سوره بیّنه چهاردهمین سوره‌‌اى است که در مدینه در اواخر سال سوم یا اوائل سال چهارم هجرى قبل از غزوه بنى‌‌نضیر در حالى نازل شد که دشمنى و کینه‌‌توزى یهود بر ضدّ اسلام به اوج خود رسیده بود.[20]
این سوره که رسالت پیامبر(صلى الله علیه وآله) را جهانى و براى همه مردم معرفى مى‌‌کند[21] در بخش اول مى‌‌گوید: اهل کتاب و مشرکان قبل از اسلام ادّعا مى‌‌کردند که ما از آیین خود دست برنمى‌‌داریم تا دلیل روشن و پیامبرى از جانب خدا براى ما بیاید که صحیفه‌‌هاى پاک دربردارنده موضوعات و مطالب محکم و پابرجا را بر ما تلاوت کند؛ ولى پس از ظهور اسلام و آمدن بیّنه و پیامبر الهى در آن اختلاف کردند و از سخن خود سرباز زدند و جز گروهى اندک به رویارویى و ستیز با آن برخاستند، در حالى که در آیین جدید فقط به عبادت خالصانه پروردگار، دورى از شرک، برپا داشتن نماز و دادن زکات که اصول ثابت همه ادیان الهى است فرمان داده شده‌‌بود.[22]
در بخش دوم جزاى دو گروه مؤمنان و کافران را بیان مى‌‌کند و مى‌‌گوید: کافران از اهل کتاب و مشرکان همواره در آتش دوزخ مى‌‌مانند و آنان بدترین مخلوقات‌‌اند؛ ولى آنان که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‌‌اند بهترین مخلوقات‌‌اند و پاداش آنها بهشت جاویدان است.
هم خدا از آنان خشنود است و هم آنها از خدا خشنودند. در روایات متعددى که امیرمؤمنان، على(علیه السلام)، ابن عباس، جابربن عبدالله، ابوسعید و ابوبرزه[23] از پیامبر(صلى الله علیه وآله)نقل کرده‌‌اند خیرالبرّیه به على و شیعیانش تفسیر شده است. جابر مى‌‌گوید: در حضور رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بودیم که على(علیه السلام)به سوى ما آمد و آن حضرت با دیدنش فرمودند: سوگند به کسى که جانم در دست اوست این مرد و شیعیانش در قیامت از رستگاران‌‌اند و آیه «اِنَّ الَّذینَ ءامَنوا وعَمِلُوا الصّــلِحـتِ اُولئِکَ هُم خَیرُ البَریَّه»(بیّنه/98، 7) نازل شد، از این‌‌رو اصحاب پیامبر(صلى الله علیه وآله)با آمدن على(علیه السلام)مى‌‌گفتند: «خیر البریّه» آمد.[24] در روایت دیگرى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به على(علیه السلام)فرمودند: اى على! تو و شیعیانت خیرالبریّه‌‌اید[25] و وعده‌‌گاه من و تو کنار حوض کوثر است.[26] در روایتى از ابن عباس خیر البریّه به على(علیه السلام) و اهل‌‌بیتش تفسیر شده است.[27] روایاتى به این مضمون نیز از امامان اهل‌‌بیت(علیهم السلام)گزارش شده است.[28]

فضیلت سوره:
پیامبر(صلى الله علیه وآله) مسلمانان را به یادگیرى و تلاوت این سوره توصیه، و براى تلاوتش ثوابهاى فراوانى بیان کرده‌‌اند.[29] آن حضرت فرمودند: هرگاه خداوند از بنده‌‌اى تلاوت سوره «لم‌‌یکن الذین کفروا»را بشنود، به او خطاب مى‌‌کند: بنده من بشارت بر تو، من تو را در بهشت جاى مى‌‌دهم تا خشنود شوى.[30] از امام باقر(علیه السلام) نیز روایت شده: کسى که سوره بیّنه را بخواند از شرک بیزار و در دین محمد(صلى الله علیه وآله)داخل شده است و خداوند او را مؤمن برمى‌‌انگیزد و در حساب بر او آسان مى‌‌گیرد.[31]

منابع
الاتقان فى علوم القرآن؛ املاء ما من به الرحمن؛ البرهان فى تفسیر القرآن؛ البرهان فى علوم القرآن؛ بصائر ذوى التمییز فى لطائف الکتاب العزیز؛ البیان فى عد آى القرآن؛ تاریخ مدینة دمشق؛ تفسیر التحریر و‌‌التنویر؛ تفسیر جوامع الجامع؛ التفسیر الحدیث؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن‌‌کثیر؛ تفسیر نمونه؛ التمهید فى علوم القرآن؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال؛ جامع البیان عن تأویل آى القرآن؛ جمال القرّاء؛ الدرالمنثور فى التفسیر بالمأثور؛ روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم؛ السیرة‌‌النبویه، ابن هشام؛ شواهد التنزیل؛ صحیح البخارى؛ فضائل سور القرآن؛ الکشاف؛ کفایة الطالب فى مناقب على بن ابى طالب(علیه السلام)؛ مجاز القرآن؛ مجمع‌‌البیان فى تفسیر القرآن؛ معانى القرآن، فراء؛ معانى القرآن و اعرابه، زجاج؛ المعجم الاحصائى لالفاظ القرآن الکریم؛ المغازى؛ مناقب على بن ابى طالب و ما نزل من القرآن فى على(علیه السلام)؛ المیزان فى تفسیر القرآن؛ نهج‌‌البیان عن کشف معانى القرآن.

پی نوشت:
[1]. مجمع البیان، ج 10، ص 791؛ البرهان فى علوم القرآن، ج 1، ص 281؛ التمهید، ج 1، ص 159.
[2]. الکشاف، ج 4، ص 781؛ نهج‌‌البیان، ج 5، ص 400؛ بصائر ذوى‌‌التمییز، ج 1، ص 533.
[3]. روح المعانى، مج 16، ج 30، ص 358؛ التمهید، ج 1، ص 159.
[4]. التحریر والتنویر، ج 30، ص 467 ـ 468؛ التفسیرالحدیث، ج 8، ص 347؛ المیزان، ج 20، ص 336.
[5]. مجمع‌‌البیان، ج 10، ص 613؛ البرهان فى علوم القرآن، ج 1، ص 281؛ التمهید، ج 1، ص 137.
[6]. المغازى، ج 1، ص 363، 380؛ السیرة النبویه، ج 3، ص 190 ـ 192.
[7]. التحریر والتنویر، ج 30، ص 468.
[8]. بصائر ذوى التمییز، ج 1، ص 533.
[9]. المعجم‌‌الاحصائى، ج 1، ص 305.
[10]. مجمع البیان، ج 10، ص 791؛ جمال القرّاء، ج 1، ص 476.
[11]. جامع‌‌البیان، مج 15، ج 30، ص 332؛ مجمع‌‌البیان، ج 10، ص 791؛ نمونه، ج 27، ص 196.
[12]. مجازالقرآن، ج 2، ص 306؛ معانى القرآن، فراء، ج 3، ص‌‌281؛ صحیح البخارى، ج 6، ص 108.
[13]. الدرالمنثور، ج 8، ص 585؛ البرهان، ج 5، ص 717؛ التحریروالتنویر، ج 30، ص 467.
[14]. الاتقان، ج 1، ص 122؛ التحریر والتنویر، ج 30، ص 467.
[15]. معانى‌‌القرآن، زجاج، ج 5، ص 349؛ البیان فى عد آى القرآن، ص‌‌282.
[16]. املاء ما من به الرحمن، ص 291.
[17]. الاتقان، ج 1، ص 122؛ التحریر والتنویر، ج 30، ص 466؛ روح المعانى، مج 16، ج 30، ص 358.
[18]. الاتقان، ج 1، ص 122 ؛ روح‌‌المعانى، مج 16، ج 30، ص 358.
[19]. التحریر و التنویر، ج 30، ص 467.
[20]. التحریر والتنویر، ج 30، ص 468؛ الاتقان، ج 1، ص 20.
[21]. المیزان، ج 20، ص 336.
[22]. الکشاف، ج 4، ص 782؛ جوامع الجامع، ج 4، ص 521؛ نمونه، ج 27، ص 199 ـ 203.
[23]. شواهد التنزیل، ج 2، ص 459 ـ 473؛ مجمع البیان، ج 10، ص 795؛ الدرالمنثور، ج 8، ص 589.
[24]. شواهد التنزیل، ج 2، ص 468؛ تاریخ دمشق، ج 42، ص 371؛ کفایة الطالب، ص 245.
[25]. جامع البیان، مج 15، ج 30، ص 335.
[26]. مجمع البیان، ج 10، ص 795 ؛ روح‌‌المعانى، مج 16، ج 30، ص 370؛ مناقب، ص 347.
[27]. مجمع البیان، ج 10، ص 795.
[28]. البرهان، ج 5، ص 223 ـ 224.
[29]. مجمع‌‌البیان، ج 10، ص 791؛ بصائر ذوى‌‌التمییز، ج 1، ص 533 ـ 534.
[30]. تفسیر ابن کثیر، ج 4، ص 574؛ الدرالمنثور، ج 8، ص 585؛ فضائل سور القرآن، ص 359.
[31]. ثواب الاعمال، ص 267؛ مجمع البیان، ج 10، ص 791.

● برگرفته از سایت مرکز فرهنگ و معارف قرآن www.maarefquran.com نوشته سید عبدالرسول حسینى‌‌زاده