سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷
بر خط: 2192
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

988 بازدید

سوره تحریم: شصت و ششمین سوره قرآن‌کریم
سوره تحریم مدنى[1] و شصت و ششمین سوره در ترتیب مصحف است که بین دو سوره طلاق و مُلک و در پایان جزء 28 واقع شده و در ترتیب نزول یکصد و هشتمین سوره‌اى است که پس از سوره حجرات و پیش از سوره جمعه نازل شده است.[2] در دیگر روایاتِ ترتیب نزول، ردیفهاى 95، 100، 103، 105، 106 و 107 براى آن ذکر شده است.[3] این سوره داراى 12 آیه[4] و 254 کلمه است.[5] نام مشهور آن تحریم و برگرفته از آیه نخست آن است.[6] نام «سورة النبى»، «لِمَ تُحرّم» و «المتحرّم» نیز بر این سوره اطلاق شده است.[7] ابن زبیر از آن به «سورة‌النساء» یاد مى‌کرده است.[8] سوره‌تحریم آخرین سوره از 16سوره «ممتحنات» است.[9]
برخى آیه چهارم این سوره را «آیه صالح المؤمنین» نامیده‌اند.[10] بر اساس روایات متعددى از شیعه[11] و سنى[12] مقصود از «صالح المؤمنین» على(علیه السلام)است؛ ولى برخى روایات اهل سنّت آن را بر افراد دیگرى تطبیق کرده‌اند.[13]

سبب نزول:
در سبب نزول آیات نخستین این سوره آمده است که پیامبر هر روز پس از نماز صبح به خانه همسرانش سر مى‌زد.[14] در چند نوبت وقتى به خانه زینب مى‌آمد او شربتى از عسل به آن حضرت مى‌نوشانید، از این رو درنگ آن حضرت نزد وى بیشتر مى‌شد. عایشه از این رخداد ناراحت بود و چون از علت‌آن باخبر شد با حفصه قرار گذاشت هرگاه رسول‌خدا(صلى الله علیه وآله) بر هریک از آنها وارد شود به او بگویند که از وى بوى مغافیر (درختى بدبو) به مشام مى‌رسد و چنین کردند. آن حضرت به آنها فرمود: من شربت عسل نوشیده‌ام. آنها گفتند: حتماً زنبور آن از درخت مغافیر تغذیه کرده است. رسول خدا(صلى الله علیه وآله) که به بوى بد حساس بود سوگند یاد کرد که دیگر از آن عسل ننوشد و از آنها خواست این داستان را باز نگویند. در پى این ماجرا این آیات نازل شد.[15] برخى روایات نام برخى دیگر از همسران رسول‌الله(صلى الله علیه وآله) را در این ماجرا ذکر کرده‌اند[16]؛ ولى روایت اول درست به نظر مى‌رسد[17]، زیرا روایات معتبر مقصود از ضمیر تثنیه در آیه چهارم را حفصه و عایشه دانسته‌اند. عمر نیز با اکراه در پاسخ سؤال ابن‌عباس از این آیه به این امر اعتراف کرده است.[18] برخى نیز در سبب نزول این آیات گفته‌اند: حفصه از آن حضرت اجازه خواست تابه خانه پدرش برود. آن حضرت در غیاب او در خانه وى با کنیزش ماریه دیدار کرد و پس از آگاهى حفصه از این ماجرا به شدّت ناراحت شده، به پیامبر(صلى الله علیه وآله)اعتراض کرد. آن گرامى براى خشنودى وى سوگند یاد کرد ماریه را بر خود حرام کند و از حفصه خواست تا این داستان را نهان نگه دارد؛ ولى وى آن را براى عایشه افشا کرد و در پى آن، این آیات نازل شد.[19] نووى و خفاجى با رد این روایت، نوشیدن عسل نزد زینب را درست دانسته‌اند و طیّبى گفته است که قصه ماریه در کتابهاى مشهور نیامده است. [20]

محتواى سوره:
سوره تحریم از 4 بخش تشکیل شده است: در بخش نخست به ماجرایى که بین پیامبر(صلى الله علیه وآله) و برخى همسرانش رخ داده اشاره و خطاب مى‌کند: چرا چیزى را که خداوند بر تو حلال کرده براى جلب رضایت همسرانت با سوگند بر خود حرام مى‌کنى؟ خدا آمرزنده و مهربان است و با علم و حکمت راهِ گشودن سوگندهایتان را با پرداخت کفّاره بیان کرده است. در آیه سوم رازگویى پیامبر(صلى الله علیه وآله) با یکى از همسرانش و افشاى آن راز به وسیله او و آگاه شدن آن حضرت از عدم رازدارى همسرش از راه وحى و رفتار کریمانه رسول‌خدا(صلى الله علیه وآله) با او را یادآورى مى‌کند. در آیه چهارم به دو تن از همسران آن حضرت (حفصه و عایشه)[21]که بر ضدّ آن حضرت توطئه کرده و او را آزرده بودند اشاره کرده، مى‌گوید: اگر توبه کنید به نفع شماست، زیرا دلهاى شما از حقّ منحرف شده است و اگر بر ضدّ پیامبر(صلى الله علیه وآله)دست به دست هم دهید همانا خداوند، جبرئیل و صالحى از مؤمنان، و نیز فرشتگان یار و پشتیبان او هستند. در آیه بعد به همسران پیامبر(صلى الله علیه وآله)هشدار مى‌دهد که اگر رفتار آنها سبب شود رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آنها را طلاق دهد، خداوند زنانى بهتر از آنها و با اوصاف پسندیده جایگزین آنها مى‌کند.
در دومین بخش به مؤمنان توصیه مى‌کند خود و خانواده خود را با تقوا و تربیت صحیح از آتش سوزان جهنم حفظ کنند که آتشگیره آن مردم و سنگ است و فرشتگان سختگیر و توانمند بر آن گمارده شده‌اند. سپس با اشاره به عذرخواهى کافران در قیامت پاسخ مى‌دهد: عذر مخواهید. جز این نیست که کارهایى که مى‌کردید سزاى شما قرار داده مى‌شود. در آیه بعد به مؤمنان فرمان مى‌دهد براى نجات از آتش جهنم به درگاه خداوند توبه‌اى راستین (نصوح) کنند و پوشیده شدن گناهان و درآمدن به بهشت را دو اثر توبه شناسانده، روز قیامت را به روزى وصف مى‌کند که پروردگار، پیامبر(صلى الله علیه وآله) و کسانى را که با او ایمان آورده‌اند خوار نمى‌سازد و مؤمنان نورشان پیشاپیش آنها و از سمت راستشان حرکت مى‌کند و از پروردگار مى‌خواهند که نورشان را کامل سازد و آنها را بیامرزد.
در بخش سوم به پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمان مى‌دهد که با کافران و منافقان جهاد و با آنها درشتى کند و جایگاه آنان را جهنم معرّفى مى‌کند.
در بخش چهارم خداوند براى کافران به زن نوح و لوط به عنوان سمبل زنان ناصالح مَثَل مى‌آورد. آنان با اینکه همسر دو پیامبر الهى بودند بر اثر خیانت یعنى کفر و فساد عقیده جهنمى شدند. مفسّران معتقدند این آیه تعریض به حفصه و عایشه است که پیامبر(صلى الله علیه وآله)را آزردند تا مبادا به سبب شرافت همسرى آن بزرگوار مغرور شوند و هشدارى است به آنها که اگر از راه حق منحرف شوند و رسول خدا را آزار دهند صرف همسرى آن حضرت نمى‌تواند نجاتبخش آنان باشد.[22] سپس زن فرعون را الگوى زنان مؤمن معرفى مى‌کند. او با اینکه همسر طاغوت زمانش بود، به سبب ایمان و بردبارى در راه آن به مراتب عالى معنویت و بهشت دست یافت. در آخرین آیه حضرت مریم(علیها السلام) را که نمونه‌اى دیگر از زنان پرهیزگار و مؤمن و مطیع فرمان پروردگار است الگوى مردان و زنان مؤمن مى‌شناساند.

فضیلت تلاوت:
بنا به نقلى از امام‌صادق(علیه السلام) هرکس سوره طلاق و تحریم را در نماز واجب بخواند خداوند او را در قیامت از ترس و اندوه پناه مى‌دهد و از آتش دوزخ رهایى مى‌بخشد و او را به سبب تلاوت این سوره و عمل به آن وارد بهشت مى‌کند، زیرا این دو سوره از آن پیامبر(صلى الله علیه وآله)اند.[23] در روایاتى دیگر براى تلاوت این سوره آثار و خواص دیگرى نیز گزارش شده است.[24]

منابع
الاتقان، السیوطى (م.‌911‌ق.)، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1407‌ق؛ اسباب النزول، الواحدى (م.‌468‌ق.)، به کوشش ایمن صالح، قاهرة، دارالحدیث؛ البرهان فى تفسیر القرآن، البحرانى (م.‌1107‌ق.)، قم، البعثة، 1415‌ق؛ البرهان فى علوم القرآن، الزرکشى (م.‌794‌ق.)، به کوشش مرعشلى، بیروت، دارالمعرفة، 1415‌ق؛ بصائر ذوى التمییز، الفیروز آبادى (م.‌817‌ق.)، به کوشش محمدعلى، بیروت، المکتبة العلمیه؛ البیان فى عد آى القرآن، ابو عمرو الدانى (م.‌444‌ق.)، به کوشش غانم قدورى، کویت، مرکز المخطوطات و التراث والوثاق، 1414‌ق؛ تاریخ قرآن، محمود رامیار، تهران، امیرکبیر، 1346‌ش؛ تاریخ‌گذارى قرآن، جعفر نکونام، تهران، هستى‌نما، 1380‌ش؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر (م.‌774‌ق.)، به کوشش مرعشلى، بیروت، دارالمعرفة، 1409‌ق؛ التفسیر الکبیر، الفخر الرازى (م.‌606‌ق.)، قم، دفتر تبلیغات، 1413‌ق؛ التفسیر المنیر، وهبة الزحیلى، بیروت، دارالفکر المعاصر، 1411‌ق؛ التمهید فى علوم القرآن، معرفت، قم، نشر اسلامى، 1411‌ق؛ ثواب الاعمال، الصدوق (م.‌381‌ق.)، قم، منشورات الرضى، 1368‌ش؛ جامع البیان، الطبرى (م.‌310‌ق.)، به کوشش صدقى جمیل، بیروت، دارالفکر، 1415‌ق؛ جمال القراء و کمال الاقراء، على بن محمد السخاوى (م.‌643‌ق.)، به کوشش الزبیدى، بیروت، دارالبلاغة، 1413‌ق؛ الدرالمنثور، السیوطى (م.‌911‌ق.)، بیروت، دارالفکر، 1414‌ق؛ روح المعانى، الآلوسى (م.‌1270‌ق.)، به کوشش محمد حسین، بیروت، دارالفکر، 1417‌ق؛ روض الجنان، ابوالفتوح رازى (م.‌554‌ق.)، به کوشش یاحقى و ناصح، مشهد، آستان قدس رضوى، 1375‌ش؛ السنن الکبرى، البیهقى (م.‌458‌ق.)، بیروت، دارالفکر، 1416‌ق؛ صحیح البخارى، البخارى (م.‌256‌ق.)، به کوشش بن‌باز، بیروت، دارالفکر، 1418‌ق؛ صحیح مسلم بشرح النووى، النووى (م.‌676‌ق.)، بیروت، دارالکتاب العربى، 1407‌ق؛ مجمع البیان، الطبرسى (م.‌548‌ق.)، بیروت، دارالمعرفة، 1406‌ق؛ مسند احمد، احمد بن حنبل (م.‌241‌ق.)، بیروت، دار احیاء التراث العربى، 1415‌ق؛ المعجم الاحصائى، محمود روحانى، مشهد، آستان قدس رضوى، 1366‌ش؛ مفاتیح الاسرار، الشهرستانى (م.‌548‌ق.)، به کوشش حائرى و اذکائى، تهران، کتابخانه مجلس، 1409‌ق؛ نظم الدرر، البقاعى (م.‌885‌ق.)، به کوشش غالب المهدى، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1415‌ق؛ نهج‌الحق و کشف الصدق، العلامة الحلى (م.‌726‌ق.)، به کوشش عین الله الحسنى ارموى، قم، دارالهجرة، 1407‌ق.

پی نوشت:
[1]. جامع‌البیان، ج28، ص198؛ مجمع‌البیان، ج‌10، ص468؛ البیان فى عد آى القرآن، ص‌250.
[2]. مجمع‌البیان، ج10، ص613؛ البرهان فى علوم القرآن، ج‌1، ص‌281؛ التمهید، ج‌1، ص‌137.
[3]. مفاتیح‌الاسرار، ج‌1، ص‌133؛ تاریخ قرآن، ص‌612؛ تاریخ‌گذارى قرآن، ص‌307.
[4]. البیان‌فى‌عدآى‌القرآن، ص250؛ جمال‌القرّاء،ج1، ص466.
[5]. المعجم الاحصائى، ج‌1، ص‌292.
[6]. جمال القرّاء، ج‌1، ص‌183.
[7]. تفسیر بقاعى، ج‌8، ص‌43؛ جمال القرّاء، ج‌1، ص‌183؛ الاتقان، ج‌1، ص‌121.
[8]. روح المعانى، ج‌28، ص‌217.
[9]. الاتقان، ج‌1، ص‌140؛ تاریخ قرآن، ص‌596.
[10]. نهج الحق، ص‌191.
[11]. مجمع البیان، ج‌10، ص‌474 ـ 475؛ البرهان، ج‌5، ص‌420 ـ 422.
[12]. تفسیر ابن‌کثیر، ج4، ص‌415؛ الدرالمنثور، ج‌8، ص‌224؛ روح‌المعانى، ج‌28، ص‌227 ـ 228.
[13]. روح المعانى، ج‌28، ص‌227 ـ 228.
[14]. روض الجنان، ج‌19، ص‌287.
[15]. صحیح البخارى، ج‌6، ص‌80 ـ 81؛ جامع‌البیان، ج‌28، ص‌202؛ تفسیر ابن کثیر، ج‌4، ص‌413.
[16]. مجمع‌البیان، ج‌10، ص‌471؛ اسباب النزول، ص‌373 ـ 376؛ الدرالمنثور، ج‌8، ص‌221.
[17]. روح‌المعانى، ج‌28، ص‌224؛ اسباب‌النزول، ص‌373 ـ 376.
[18]. صحیح مسلم، ج‌4، ص‌192؛ مسند احمد، ج‌1، ص‌33؛ مجمع‌البیان، ج‌10، ص‌471 ـ 472.
[19]. روح المعانى، ج‌28، ص‌218.
[20]. روح المعانى، ج‌28، ص‌218.
[21]. صحیح مسلم، ج‌4، ص‌192؛ مسند احمد، ج‌1، ص‌33؛ السنن الکبرى، ج‌7، ص‌37.
[22]. التفسیرالکبیر، ج30، ص49؛ روح‌المعانى، ج28، ص242؛ المنیر، ج‌28، ص‌326.
[23]. ثواب الاعمال، ص‌254؛ البرهان، ج‌5، ص‌403.
[24]. مجمع البیان، ج‌10، ص‌468؛ البرهان، ج‌5، ص‌417؛ بصائر ذوى التمییز، ج‌1، ص‌472.

● برگرفته از سایت مرکز فرهنگ و معارف قرآن www.maarefquran.com نوشته سید عبدالرسول حسینى زاده