سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷
بر خط: 1485
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

9755 بازدید

نگاه و اندیشه ی غربیان در تمام طول تاریخ همواره متوجه ی "شرق" و "شرقیان" بوده است. واژه ی شرق و شرق شناسی را از چندین منظر می توان به نظاره نشست. در نظر جغرافیایی، که منظور از شرق همان آسیا، خاورمیانه و دنیای غیر اروپایی است. در مفهوم ایدلوژیکی: بیشتر یک شرق مسلمان در برابر یک غرب مسیحی قرار می گیرد. در مفهوم سیاسی در واقع اشاره به خطری است که دنیای مسیحیت غرب و جهان سرمایه داری را تهدید می کند. معنی شرق شناسی در مفهوم آکادمیک آن: رشته ای است که درباره ی شرق گفتگو می کند، می نویسد و می آموزاند. شرق شناس راجع به شرق قضاوت می کند و مسایل آن را مورد بررسی قرار می دهد. در مفهومی وسیع تر منظور سبک تفکر ویژه ای است که شرق را از غرب به طور بنیادی جدا می کند و به تهیه و تدوین زنجیره ای از "توجهات" حساب شده در مورد شرق اقدام می کند. در واقع شرق شناسی عبارت از اراده و نیت خاصی است که به درک و شناخت "شرق" برمی گردد.(عسگری و فولادوند،1361)
از نگاه عینی و تاریخی، بیان نوعی تسلط غرب بر شرق است. و به قول ادوارد سعید سیری که به غرب اجازه می دهد تا به شرقی که خود ساخته و پرداخته است حکومت کند.
ادوارد سعید توجه خاصی به سیر شرق شناسی از قرن 18 به بعد دارد و برای آن چهار جریان فکری در نظر می گیرد.
1- گسترش اروپا و نفوذ آن در شرق
2- مقایسه ی تاریخی ( اطلاعات شرق و دنیای اسلام در رابطه با غرب)
3- علاقه، گرایش و نگرش رومانتیکی به شرق که برای آنها افرادی چون "هردر" و موزارت را مثال می آورد.
4- طبقه بندی گروههای انسانی. انسان آمریکایی، انسان آسیایی، انسان اروپایی و ...
از لحاظ موقعیتی، شرق و انسان شرقی "مساله" مورد مطالعه هستند که به هرحال در نظر غربی ها "غریبه" محسوب می شوند و به لحاظ مضمون شرق شناسان تلقی ای ذات گرایانه از کشورها، ملت ها و مردم شرقی دارند که به طور قوم گرایانه خود را نشان می دهد و حتی در مواردی به نژاد پرستی هم می رسد آنچه بر می آید این است که انسان شرقی ابتدا یک شرقی است و بعد یک انسان.

اشکال شرق شناسی
در طول تاریخ شرق شناسی های متفاوتی وجود دارد؛ شرق شناسی های انگلیسی، فرانسوی، آمریکایی، آلمانی ،ایتالیایی، پرتغالی، اسپانیایی و ...این نوع شرق شناسی ها از توسعه ی استعماری غرب نشات می گیرد که به تدریج شرق شناسی فرانسه و انگلیس به عنوان یک سیر مسلط در قرن نوزدهم جای خودشان را به شرق شناسی آمریکا به عنوان پدیده ی نوظهور استعماری می دهد.
پایه و اصل شرق شناسی بر اساس تفکیک و جدا کردن و تبعیض شرق از غرب بنا شده است؛ با هدف برتری و تسلط غرب بر شرق.
بسیاری از متون نوشته شده توسط شرق شناسان زمینه ی مساعدی برای تجاوز غربیان به شرق ایجاد کرده است. به عنوان مثال ادوارد سعید اشاره می کند که: در حقیقت سفرنامه ی "کنت ولنه" یک دستورالعمل برای کشور گشایان است.
بعد از فروپاشی نظام سوسیالیستی شرق به مرکزیت شوروی، غربی ها برای نشان دادن حضور و برتری خود نیاز به یک رقیب و حتی در تصور خویش دشمن داشتند. بعد از فروپاشی سوسیالیسم انگشت اشاره ی آنها به سوی جهان اسلام گرفته شد. بازتاب علم شرق شناسی بی حرکت جلوه دادن جوامع شرقی و اسلامی و مسخ آنها در قبال غرب است.
وسایل ارتباط جمعی غرب از وسایل و ابزار کار غربیها در افزودن بی تحرکی و بیشتر کردن تصاویر مسخ شده از شرق و جهان اسلام بود. وجود نفت و سایر منابع حیاتی در جهان سوم و ملل شرق و علی الخصوص جهان اسلام نقش مهم و موثری در این قضیه ایفا کرده است.
آنچه که سیر شرق شناسی را با تحول مواجه کرد نهضت های آزادی بخش و انقلاب های وسیع در شرق و کشورهای جهان اسلام است. مبارزاتی که تسلط و حاکمیت غرب بر شرق را به طور کلی نفی می کند.
ادوارد سعید در کتاب شرق شناسی تعاملی که غرب با شرق علی الخصوص اعراب برقرار می کند را این گونه برمی شمارد که نوعی ارتباط یک طرفه وجود دارد یعنی ایلات متحده (به عنوان سمبل غرب) خریدار تعداد بسیار قلیلی از محصولات اساسا نفت و نیروی کار ارزان است و در عوض اعراب (در شرق) مصرف کنندگان انواع کثیری از کالاهای آمریکایی اعم از مادی و ایدئولوژیک هستند. او اعتقاد دارد که یکنواختی بزرگی از سلیقه ها به وجود آمده است. نه تنها به وسیله ی شلوارهای جین و محصولات کوکاکولا (و در دوره ی فعلی محصولات غذایی مک دونالد) به صورت یک نماد درآمده است بلکه به وسیله ی تصاویر فرهنگی شرق که وسایل ارتباط جمعی آمریکایی به دست می دهند و جماعت تماشاچی هم بدون هیچ تعمقی آن را مصرف می کنند. این منجر به دیدن اعراب و عرب به همان صورتی است که عرب هالیوودی نمایش می شود.
ادوارد سعید با بهره گیری از اندیشه ها و نظریات میشل فوکو گفتمان شرق شناسی را عبارت از نوعی سبک غربی در رابطه با ایجاد سلطه، تجدید ساختار، داشتن آمریت و اقتدار بر شرق می داند و بر این باور است که رابطه و نسبت شرق و غرب، رابطه ی قدرت، سلطه و درجات مختلفی از یک برتری و تفوق پیچیده است.
بدون بررسی شرق شناسی به منزله ی یک گفتمان نمی توان اصول نظام مندی را که فرهنگ اروپایی به وسیله ی آن توانست شرق را از نظرهای مختلف سیاسی، جامعه شناختی، نظامی و ... را به گونه ای خلاق اداره و حتی تولید کند را درک کرد.
شرق شناسی به عنوان نشانه ی باارزشی از اعمال قدرت اروپایی – آتلانتیک بر شرق محسوب می شود.
شرق شناسی سه قلمرو متداخل را در بر می گیرد:
1- تاریخ و مناسبات فرهنگی چهار هزار ساله میان اروپا و آسیا
2- رشته ای علمی که از ابتدای قرن 19متخصصانی در عرصه ی زبان ها و فرهنگ شرقی تولید می کند.
3- انگاره و کلیشه ها و ایدئولوژی کلی مربوط به شرق
ادوارد سعید عقیده دارد که در هر صورت نمی توان از سر تقسیمات خلاص شد. ما نمی توانیم این واقعیت را نادیده بگیریم که حتی اگر تفکیکهای شرق شناسی بین آنان (غربیها) و ما وجود دارد را در نظر بگیریم باز یک سلسله از واقعیتهای سیاسی و سرانجام ایدئولوژیکی بسیار قوی الهام بخش علم امروزی است. کسی نمی تواند خود را از شر تقسیمات شرق و غرب، شمال و جنوب، فقیر و غنی و ... خلاص کند. در ضمن نمی توان بی توجه از کنارشان رد شد و ادعا کرد که این گونه تقسیمات وجود خارجی ندارند.
او شکست شرق شناسی را نه تنها یک شکست انسانی بلکه یک شکست فکری نیز می داند زیرا از آنجا که شرق شناسی می بایست به طور آشتی ناپذیری با یک منطقه از دنیا که آن را "غیر" از خود می پنداشت مخالفت کند، نتوانست با تجربه ی انسانی همانند و هماهنگ شود، حتی نتوانست آن را به عنوان یک تجربه نیز در نظر بگیرد. اگر بتوانیم به درستی و به طور مناسب از آن آگاهی سیاسی و تاریخی که از تعداد زیادی از ملتها به دست آمده است را مورد استفاده قرار دهیم خواهیم توانست برتری و تسلط جهانی شرق شناسی و هرآنچه را که بیانگر آن است مورد سوال قرار دهیم.
ادوارد سعید بارها تاکید می کند که نباید برای جواب به "شرق شناسی"، "غرب شناسی" کرد.

منابع:
1. http://www.balagh.net/persian/sharq_shenasi/01/matn.php?name=s1&id=14
2. بخش اندیشه سایت هفت سنگ، نوشته: امیر اسماعیلی

افراد و مشاهیر

مطالب

تعداد: 45
» 
1
2

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر