سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷
بر خط: 1651
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

1067 بازدید

سوره تغابن: نام شصت و چهارمین سوره قرآن‌کریم

متن سوره
یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (1) هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ فَمِنکُمْ کَافِرٌ وَمِنکُم مُّؤْمِنٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (2) خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ وَإِلَیْهِ الْمَصِیرُ (3) یَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَیَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (4) أَلَمْ یَأْتِکُمْ نَبَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن قَبْلُ فَذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ (5) ذَلِکَ بِأَنَّهُ کَانَت تَّأْتِیهِمْ رُسُلُهُم بِالْبَیِّنَاتِ فَقَالُوا أَبَشَرٌ یَهْدُونَنَا فَکَفَرُوا وَتَوَلَّوا وَّاسْتَغْنَى اللَّهُ وَاللَّهُ غَنِیٌّ حَمِیدٌ (6) زَعَمَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَن لَّن یُبْعَثُوا قُلْ بَلَى وَرَبِّی لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ وَذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ (7) فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِی أَنزَلْنَا وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ (8) یَوْمَ یَجْمَعُکُمْ لِیَوْمِ الْجَمْعِ ذَلِکَ یَوْمُ التَّغَابُنِ وَمَن یُؤْمِن بِاللَّهِ وَیَعْمَلْ صَالِحًا یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئَاتِهِ وَیُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ (9) وَالَّذِینَ کَفَرُوا وَکَذَّبُوا بِآیَاتِنَا أُوْلَئِکَ أَصْحَابُالنَّارِ خَالِدِینَ فِیهَا وَبِئْسَ الْمَصِیرُ (10) مَا أَصَابَ مِن مُّصِیبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن یُؤْمِن بِاللَّهِ یَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ (11) وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّیْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ (12) اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (13) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ وَأَوْلَادِکُمْ عَدُوًّا لَّکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ (14) إِنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلَادُکُمْ فِتْنَةٌ وَاللَّهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ (15) فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِیعُوا وَأَنفِقُوا خَیْرًا لِّأَنفُسِکُمْ وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (16) إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَاعِفْهُ لَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ (17) عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ (18)

ترجمه سوره
آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است خدا را تسبیح مى گویند و او را به پاکى و پیراستگى از هر عیب و نقصى یاد مى کنند. فرمانروایى جهان هستى از آنِ اوست و ستایش نیز همه از آنِ اوست و او بر هر کارى تواناست.«1»
اوست آن که شما را آفرید، پس شما دو گروه شدید، گروهى از شما کافر و گروهى از شما مؤمنند، و خدا به آنچه انجام مى دهید بیناست.«2»
آسمان ها و زمین را به حق (براى هدفى پایدار) آفرید و به شما صورت بخشید و اندام و قواى شما را متناسب با هدف آفرینش نیکو بیاراست، و بازگشت همگان به سوى اوست.«3»تفسیر
از آنچه در آسمان ها و زمین است (از جمله اجزاى پراکنده مردگان) با خبر است، و آنچه را پنهان مى دارید و آنچه را آشکار مى سازید همه را مى داند، و خدا به رازهاى نهفته در سینه ها به خوبى داناست.«4»
آیا خبر کسانى که پیش از این کفر ورزیدند و وزر و وبال کارشان را در همین جهان چشیدند به شما مشرکان، نرسیده است ؟ آنان در آخرت نیز عذابى دردناک خواهند داشت.«5»
این فرجام شوم بدان سبب بود که پیامبرانشان با دلیل هایى روشن به سویشان مى آمدند ولى آنان مى گفتند : آیا آدمیانى که هیچ امتیازى بر ما ندارند ما را هدایت مى کنند ؟ پس کافر شدند و روى برتافتند و گمان کردند که خدا به وجودشان نیازمند است و آنان را هلاک نمى کند، در صورتى که خدا از آنان بى نیاز بود، و خدا از همه چیز بى نیاز است و بر کارهایش که همه زیباست ستایش مى شود.«6»
کسانى که کافر شدند، پنداشتند که هرگز از گورها برانگیخته نمى شوند. بگو : چرا، به پروردگارم سوگند که قطعاً برانگیخته خواهید شد، سپس شما را به حقیقت و پى آمدهاى ناگوار آنچه کرده اید آگاه خواهند ساخت، و این بر خدا آسان است.«7»تفسیر
پس به خدا و فرستاده اش محمّد و به قرآنِ روشنى بخش که ما آن را فرو فرستاده ایم ایمان بیاورید، و خدا به آنچه مى کنید آگاه است و شما را به آن سزا مى دهد.«8»
در روزى برانگیخته مى شوید که خدا شما را در آن روز که روزِ جمع شدن همگان است، براى داورى گرد مى آورد. آن روز روزِ آشکار شدن زیان ها و نیرنگ هایى است که مردمان به یکدیگر زده اند. و هر کس به خدا ایمان بیاورد و کارى شایسته کند، خدا بدى هاى او را از او مى زداید و او را به بوستان هاى پردرخت که نهرها از زیر آنها روان است درمى آورَد، در حالى که براى همیشه در آن جاودانه اند. این است سعادت بزرگ.«9»
و کسانى که کافر شدند و آیات ما را دروغ انگاشتند اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود، و آن بد بازگشتگاهى است.«10»
هیچ گزندى جز به اذن خدا به کسى نمى رسد؛ و هر کس به خدا ایمان بیاورد، خدا دل او را به درک ربوبیت عام الهى راه مى نماید، و خدا به هر چیزى به خوبى داناست.«11»
و خدا را فرمان برید و به آیینى که براى شما مقرّر کرده است پاى بند باشید و به دستورات پیامبر گردن نهید؛ پس اگر روى برتافتید، پیامبر شما را به انجام فرمان الهى و دستورات خود وادار نخواهد کرد، چرا که برعهده فرستاده ما جز ابلاغ آشکار پیام چیزى نیست.«12»
خداست که معبودى شایسته پرستش جز او نیست؛ پس غیر او را فرمان نبرید که فرمانبردارى خود نوعى پرستش است، و مؤمنان باید در امور خود تنها بر خدا توکل کنند.«13»
اى کسانى که ایمان آورده اید، قطعاً برخى از همسران و فرزندان شما دشمن شما هستند و مى خواهند شما را از پاى بندى به ایمان و کارهاى شایسته بازدارند؛ از آنان برحذر باشید. و اگر از خطایشان درگذرید و بدون هیچ سرزنشى از آنان چشم پوشى کنید و آنان را ببخشایید، خدا شما را مى آمرزد و از رحمت خود برخوردار مى سازد، چرا که خداوند آمرزنده و مهربان است.«14»تفسیر
جز این نیست که اموال و فرزندان شما وسیله آزمایش شما هستند، پس مبادا آنها شما را به خود مشغول کنند و از طاعت خدا بازدارند که پاداش بزرگ تنها نزد خداست.«15»
پس تا مى توانید از خدا پروا کنید و سخنش را بشنوید و او را فرمان برید و از اموالتان انفاق کرده و خیرى براى خود پیش فرستید. و هر کس از بخل و آز نفس خود مصون بماند و از بخشش اموال خود به دیگران دلتنگ نشود، آنانند سعادتمندان.«16»
اگر با انفاق خود، به خدا وامى نیکو دهید، خدا هنگام پرداخت آن، آن را دوچندان به شما بازمى گرداند و شما را مى آمرزد، و خدا بسیار سپاسگزار و بردبار است.«17»
او داناى نهان و آشکار و شکست ناپذیر و حکیم است.«18»

***
سوره تغابن شصت و چهارمین سوره در ترتیب مصحف و بین دو سوره منافقون و طلاق قرار گرفته است و در ترتیب نزول یکصد و دهمین سوره‌اى است که بعد از سوره جمعه و قبل از سوره صفّ نازل شده است.[1] نزول آن را بعد از سوره‌هاى تحریم[2]، جمعه[3]، منافقون[4]، صفّ[5] و در ردیفهاى 97، 105، 106، 107، 108 و 109 نیز گزارش کرده‌اند.[6] برخى معاصران و مستشرقان ردیف 49 تا 103 را براى آن حدس زده‌اند.[7]
این سوره داراى 18 آیه[8] و 242 کلمه است.[9]
تغابن از سوره‌هایى است که روایات در مکى یا مدنى بودن آن اختلاف دارند[10]؛ ضحاک[11] و برخى دیگر همه آن را مکى دانسته‌اند[12] مجاهد، عطاء‌بن‌یسار و ابن‌عباس نیز در یک روایت مانند ضحاک، این سوره را مکى شناخته‌اند؛ ولى آیات 14ـ16[13] یا 14 ـ 18 آن را استثنا کرده، مدنى دانسته‌اند.[14] برخى نیز فقط آیه 14 را مدنى شمرده‌اند.[15] براى تأیید مکى بودن برخى به سیاق سوره نیز استناد کرده‌اند[16]؛ اما بر خلاف این روایات، مدنى بودن این سوره از شهرتى فزون‌تر برخوردار است و بیشتر روایات ترتیب نزول نیز مدنى بودن سوره را تأیید مى‌کنند.[17] برخى سیاق آیات را نیز مؤیّد مدنى بودن سوره دانسته‌اند.[18] سید قطب مى‌گوید: موضوعات و سیاق و اشارات سوره به ویژه در بخش آغازین بسیار شبیه سوره‌هاى مکى است و جوّ‌مدنى تنها در آیات پایانى سوره آشکار مى‌شود، با این‌حال این سوره مدنى است، چرا که مانعى ندارد آغاز سوره بعد از هجرت در مدینه خطاب به کافران نازل شده باشد، چنان‌که مباحث عقیدتى سوره نمى‌تواند به تنهایى دلیل مکى بودن سوره باشد، زیرا در آیات مدنى نیز احیاناً به این مباحث پرداخته شده‌است.[19]
تغابن تنها نام این سوره است که از آیه 9 برگرفته شده است. این واژه که فقط یک بار در قرآن آمده است[20] از ریشه «غ ـ ب ـ ن» به معناى ضرر کردن و مغبون شدن است. روز قیامت را «یوم التغابن»* گفته‌اند، زیرا هم مؤمنان و هم کافران در آن روز احساس غبن و ضرر مى‌کنند؛ مؤمنان براى کوتاهى در تحصیل حسنات بیشتر و کافران به سبب ایمان نیاوردن و انجام ندادن اعمال شایسته و در نتیجه از دست دادن بهشت.[21]
سوره‌تغابن هشتمین سوره‌ازمجموعه «ممتحنات» و ششمین سوره از مجموعه «مسبّحات» (=> تقسیمات سور) است[22] که در برخى منابع از «مسبّحات» به عنوان عرائس(جمع‌عروس) قرآن یاد شده است.[23]

محتوا و غرض سوره:
غرض سوره تشویق مؤمنان به انفاق در راه خدا و برطرف ساختن اندوههایى است که بر اثر مشکلات ایمان، جهاد و انفاق در راه خدا به آنها وارد مى‌شود و 10 آیه آغاز سوره که به منزله مقدمه و زمینه‌چینى این غرض است به اثبات معاد مى‌پردازد. در آیه نخست که به منزله اولین مقدمه براى اثبات معاد است بیان مى‌کند خدا که از هر نقص منزّه و مالک ملک و تصرف در همه هستى است و قدرتش همه چیز را فرا گرفته مى‌تواند انسان را دگربار زنده‌کند.[24]
آیه دوم که به منزله دومین مقدمه براى اثبات معاد است مى‌فرماید: خداوند شما را آفرید، پس بعضى از شما کافر شدند و بعضى ایمان آوردند و او به همه آنچه انجام مى‌دهید بیناست.[25] سپس از آفرینش آسمانها و زمین از روى حکمت و مصلحت و نیز تصویر انسان در نیکوترین صورتها یاد مى‌کند و با توجه به آیات قبل نتیجه مى‌گیرد که بازگشت همه به سوى خداست و آفرینش انسان بیهوده نیست.[26]
در آیه بعد به علم خداوند به همه آنچه در آسمانها و زمین و در نهان انسانهاست مى‌پردازد. سپس مشرکان را مخاطب قرار داده، سرنوشت شوم (عذاب دنیا و آخرت) اقوام کافر گذشته را گوشزد مى‌کند و علت عذاب آنها را تکذیب پیامبران از روى استکبار و به بهانه‌اى واهى با وجود ادلّه روشن معرّفى مى‌کند.[27]
در آیه هفتم پندار دروغین کافران در تأکید بر انکار معاد را گزارش و به پیامبر(صلى الله علیه وآله) دستور مى‌دهد با تأکید و با قسم به پروردگار، برانگیخته شدن آنها در قیامت و باخبر ساختن آنان از اعمال گذشته را به آنها یادآورى‌کند.
خداوند در آیات 53 یونس/10؛ 3 سبأ/34 و 7 تغابن/64 به پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمان مى‌دهد در پاسخ منکران قیامت و براى تأکید بر تحقّق آن به پروردگارش سوگند یاد کند که این آیه سومین مورد آن است.[28]
در آیه هشتم چنین نتیجه مى‌گیرد اکنون که شما دوباره زنده و حسابرسى مى‌شوید به خدا و رسول و قرآن ایمان بیاورید و بدانید خداوند به آنچه مى‌کنید آگاه است و در ادامه سوره فرجام نیکوى مؤمنان و عاقبت شوم کافران را در قیامت و جهان دیگر بیان‌مى‌کند.[29]
در آیات 10‌ـ‌18 با پرداختن به غرض اصلى سوره، مؤمنان را به پایدارى در مصیبتها و انفاق در راه خدا تشویق و ایمان به خدا را سبب هدایت و آرامش در مصائب مى‌داند[30] و به اطاعت از خدا و رسول و توکل بر خدا فرمان مى‌دهد و اهل ایمان را مخاطب قرار داده، مى‌فرماید: اى مؤمنان! بعضى از همسران و فرزندانتان که شما را از ایمان، هجرت و جهاد در راه خدا باز‌مى‌دارند[31] دشمنان شما هستند، پس از آنها برحذر‌باشید و در آخرین بخش اموال و فرزندان را وسیله آزمایش براى انسان دانسته، به پرهیزگارى و حرف‌شنوى و اطاعت و انفاق در راه خدا تشویق مى‌کند و در آخرین آیه سوره تغابن که با تسبیح، مالکیت و قدرت پروردگار شروع شده بود با تصریح به علم بیکران پروردگار به غیب و شهود و عزت و حکمتش پایان مى‌پذیرد.

فضیلت سوره:
روایات متعددى در فضیلت و خواص قرائت سوره تغابن، گزارش شده است.[32] بنا به روایتى از امام صادق(علیه السلام)هرکس این سوره را در نماز واجب بخواند روز قیامت از او شفاعت مى‌کند و شاهد عدلى است نزد کسى که شفاعت او را اجازه مى‌دهد. سپس از او جدا نمى‌شود تا به بهشت درآید.[33] برخى فقها با استناد به این روایت به استحباب خواندن این سوره در نمازهاى واجب فتوا داده‌اند[34]؛ همچنین نقل شده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) قبل از خواب سوره‌هاى «مسبَّحات» را که تغابن یکى از آنهاست تلاوت‌مى‌کرد.[35]

منابع
الاتقان، السیوطى (م.‌911‌ق.)، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1407‌ق؛ اسباب النزول، الواحدى (م.‌468‌ق.)، به کوشش ایمن صالح، قاهرة، دارالحدیث؛ البرهان فى تفسیر القرآن، البحرانى (م.‌1107‌ق.)، قم، البعثة، 1415‌ق؛ بصائر ذوى التمییز، الفیروز آبادى (م.‌817‌ق.)، به کوشش محمدعلى النجار، بیروت، المکتبة العلمیه؛ البیان فى عد آى القرآن، ابو عمرو الدانى (م.‌444‌ق.)، به کوشش غانم قدورى، کویت، مرکز المخطوطات و التراث والوثاق، 1414‌ق؛ پژوهشى در تاریخ قرآن‌کریم، سید محمد باقر حجتى، تهران، فرهنگ اسلامى، 1376‌ش؛ تاریخ قرآن، محمود رامیار، تهران، امیرکبیر، 1346‌ش؛ تاریخ القرآن، ابوعبدالله زنجانى، تهران، خدمات فرهنگى اَلست؛ تاریخ گذارى قرآن، جعفر نکونام، تهران، هستى نما، 1380‌ش؛ تفسیر احسن الحدیث، سید على‌اکبر قرشى، به کوشش بکایى، تهران، بنیاد بعثت، 1366‌ق؛ تفسیر التحریر والتنویر، ابن‌عاشور (م.‌1393‌ق.)، تونس، الدار التونسیة، 1997 م؛ التفسیر الحدیث، محمد عزّة دروزة (م.‌1404‌ق.)، بیروت، دارالغرب الاسلامى، 1421‌ق؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر (م.‌774‌ق.)، به کوشش مرعشلى، بیروت، دارالمعرفة، 1409‌ق؛ التمهید فى علوم القرآن، معرفت، قم، نشر اسلامى، 1411‌ق؛ ثواب الاعمال، الصدوق (م.‌381‌ق.)، قم، منشورات الرضى، 1368‌ش؛ جامع البیان، الطبرى (م.‌310‌ق.)، به کوشش صدقى جمیل، بیروت، دارالفکر، 1415‌ق؛ جمال القراء و کمال الاقراء، على بن محمد السخاوى (م.‌643‌ق.)، به کوشش الزبیدى، بیروت، دارالبلاغة، 1413‌ق؛ الدرالمنثور، السیوطى (م.‌911‌ق.)، بیروت، دارالفکر، 1414‌ق؛ روح المعانى، الآلوسى (م.‌1270‌ق.)، به کوشش محمد حسین، بیروت، دارالفکر، 1417‌ق؛ روض‌الجنان، ابوالفتوح رازى (م.‌554‌ق.)، به کوشش یاحقى و ناصح، مشهد، آستان قدس رضوى، 1375‌ش؛ زادالمسیر، جمال‌الدین الجوزى (م.‌597‌ق.)، بیروت، المکتب الاسلامى، 1407‌ق؛ سنن الترمذى، الترمذى (م.‌279‌ق.)، به کوشش عبدالوهاب عبداللطیف، بیروت، دارالفکر، 1402‌ق؛ فى ظلال القرآن، سید قطب (م.‌1386‌ق.)، القاهرة، دارالشروق، 1400‌ق؛ الکشاف، الزمخشرى (م.‌538‌ق.)، قم، بلاغت، 1415‌ق؛ مجمع البیان، الطبرسى (م.‌548‌ق.)، بیروت، دارالمعرفة، 1406‌ق؛ محاسن التأویل، القاسمى (م.‌1332‌ق.)، به کوشش محمد فؤاد، بیروت، دارالفکر، 1398‌ق؛ المحرر الوجیز، ابن عطیه الاندلسى (م.‌546‌ق.)، به کوشش المجلس العلمى بفاس، 1411‌ق؛ المعجم الاحصائى، محمود روحانى، مشهد، آستان قدس رضوى، 1366‌ش؛ مفاتیح الاسرار، الشهرستانى (م.‌548‌ق.)، به کوشش حائرى و اذکائى، تهران، کتابخانه مجلس، 1409‌ق؛ الموسوعة القرآنیه، ابراهیم آبیارى، با اشراف ابراهیم عبده، مؤسسة سجل العرب، 1405‌ق؛ الموسوعة القرآنیة خصائص السور، جعفر شرف الدین، به کوشش احمد حاطوم، محمد توفیق، بیروت، دارالتقریب بین المذاهب، 1420‌ق؛ المیزان، الطباطبایى (م.‌1402‌ق.)، بیروت، اعلمى، 1393‌ق؛ نظم قرآن، عبدالعلى بازرگان، تهران، قلم، 1375‌ش؛ وسائل الشیعه، الحر العاملى (م.‌1104‌ق.)، قم، آل‌البیت(علیهم السلام)لاحیاءالتراث، 1412‌ق.

پی نوشت:
[1]. مجمع‌البیان، ج‌10، ص‌613؛ الاتقان، ج‌1، ص‌32؛ التمهید، ج‌1، ص‌137.
[2]. مفاتیح الاسرار، ج‌1، ص‌133؛ الکشاف، ج‌4، ص‌545.
[3]. الاتقان، ج‌1، ص‌32؛ البیان فى عد آى القرآن، ص‌137؛ تاریخ‌القرآن، ص‌154.
[4]. تاریخ القرآن، ص‌154.
[5]. البیان فى عد آى القرآن، ص‌134.
[6]. مفاتیح الاسرار، ج‌1، ص‌133؛ تاریخ قرآن، ص‌612؛ تاریخ‌گذارى قرآن، ص‌307.
[7]. تاریخ قرآن، ص‌677.
[8]. البیان فى عد آى القرآن، ص‌248؛ مجمع البیان، ج‌9، ص‌446؛ جمال القراء، ج‌1، ص‌466.
[9]. المعجم الاحصایى، ج‌1، ص‌303.
[10]. روح المعانى، ج‌28، ص‌175؛ التحریر والتنویر، ج‌29، ص‌258؛ احسن الحدیث، ج‌11، ص‌184.
[11]. زادالمسیر، ج8، ص279؛ التحریر والتنویر، ج29، ص258.
[12]. تفسیر قاسمى، ج‌16، ص‌177.
[13]. البیان فى عد آى القرآن، ص‌248؛ زادالمسیر، ج‌8، ص302؛ الدرالمنثور، ج‌8، ص‌181؛ مجمع البیان، ج‌9، ص‌446.
[14]. جامع‌البیان، ج28، ص159؛ المحرر الوجیز، ج16، ص25؛ بصائر ذوى التمییز، ج‌1، ص‌467.
[15]. روض الجنان، ج‌19، ص‌239.
[16]. تفسیر قاسمى، ج16، ص‌185؛ نظم قرآن، ج‌3، ص‌209.
[17]. التفسیر الحدیث، ج‌8، ص‌544؛ التمهید، ج‌1، ص‌153.
[18]. المیزان، ج19، ص294؛ التفسیر الحدیث، ج‌8، ص‌544.
[19]. فى ظلال القرآن، ج‌6، ص‌3583.
[20]. التحریر والتنویر، ج‌28، ص‌255؛ الموسوعة القرآنیه، ج‌10، ص‌9.
[21]. زادالمسیر، ج‌8، ص‌283؛ المیزان، ج‌19، ص‌301؛ من وحى القرآن، ج‌22، ص‌250.
[22]. تاریخ قرآن، ص‌596؛ پژوهشى در تاریخ قرآن، ص‌105.
[23]. جمال القراء، ج‌1، ص‌179.
[24]. المیزان، ج‌19، ص‌294.
[25]. همان، ص‌294 ـ 295.
[26]. ر. ک: همان، ص‌259.
[27]. همان؛ الکشاف، ج‌4، ص‌547.
[28]. تفسیر ابن کثیر، ج‌4، ص‌400.
[29]. المیزان، ج‌19، ص‌299.
[30]. روض الجنان، ج‌19، ص‌248.
[31]. اسباب النزول، ص‌369؛ مجمع‌البیان، ج‌9، ص‌452؛ الدرالمنثور، ج‌8، ص‌184.
[32]. البرهان، ج‌5، ص‌391.
[33]. ثواب الاعمال، ص‌254.
[34]. وسائل‌الشیعه، ج‌6، ص‌148.
[35]. سنن الترمذى، ج5، ص‌141؛ مجمع‌البیان، ج‌9، ص‌345.

● برگرفته از سایت مرکز فرهنگ و معارف قرآن www.maarefquran.com نوشته سید عبدالرسول حسینى‌زاده