جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۹۶
بر خط: 2055
Bashgah.net باشگاه اندیشه

بــاشگاه مـــن

45124 بازدید

سیاست، علم سیاست، سیاست‌شناسی (Politics).
1- علم کسب و حفظ قدرت.
2- در معنی خاص، علم و هنر راهبری یک دولت و در معنی عام، هر نوع روش اداره یا بهبود امور شخصی یا اجتماعی.
3- هنر حکومت بر نوع بشر از طریق فریفتن یا گول زدن آنان.
4- علم فرمانروایی دولتها.
5- فن حکومت کردن دولت و رهبری روابط آن با سایر دولتها.
6- بررسی کارکردهای حکومت یا دولت و مدیریت امور عمومی و احزاب سیاسی.
7- خطمشی، تعیین شکل، وظیفه و مضمون فعالیت دولت.
8- بیان متراکم اقتصاد جامعه، یعنی شکل مسلط مالکیت و مناسبات ناشی از آن(بازتاب مبارزات طبقاتی) که سیاست را دنبال خود می‌کشد.
9- کاربرد قدرت به اشکال مختلف در ابعاد گوناگون جامعه بشری.
10- علم قدرت، که توسط دولت به شکلی به کار می‌رود تا نظم اجتماعی را در جهت مصالح عمومی یا طبقه‌ای خاص تامین کند.
11- اخذ تصمیم درباره مسائل ناهمگون.
12- علمی که می‌آموزد چه کسی می‌برد، چه چیزی را می‌برد، کجا می‌برد، چگونه می‌برد و چرا می‌برد؟
13- تدابیری که حکومت به منظور اداره امور کشور اتخاذ می‌کند.
این تدابیر به دو جزء تقسیم می‌شود: سیاست داخلی و سیاست خارجی. مناسبات بین طبقات و بین ملتها در داخل یک کشور، جزئی از سیاست داخلی، و روابط بین دولتها و بین خلقتها در عرصه جهانی، جزئی از سیاست خارجی شمرده می‌شود. سیاست هم علم است و هم هنر. علم است، زیرا باید قوانین و قواعد وساختار و تاریخ آن را فرا گرفت. چون هدف مطالعات سیاسی کشف قوانین مربوط به رابطه قدرت و معرفی آنها به صورت منظم است. هنر است، زیرا برای سیاستمدار شدن، قریحه و موهبت ویژه‌ای (مثل شم، زیرکی، پویایی، نهان‌بینی، خویشتنداری، سرعت انتقال) لازم است که اجزای مختلف این قریحه سیاسی می‌باشد.

منابع:
1. فرهنگ علوم سیاسی، نوشته علی آقا بخشی با همکاری مینو افشاری راد، انتشارات مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، 1376

منابع

ساختار درختی

مطالب

تعداد: 518
» 
1
2
3
4
5

تاریخ انتشار
عنوان
بازدید
نظر